تبليغاتX
پینار
بنا بر اطلاعات به دست آمده از ساختمان پنج طبقه وزارت امور خارجه آمريكا، «كاندوليزا رايس» به «ويليام برنز» دستور داده است كه مذاكرات با ايران را تا رسيدن به نتيجه نهايي ادامه بدهد.
 
بنا بر اطلاعات به دست آمده از ساختمان پنج طبقه وزارت امور خارجه آمريكا، «كاندوليزا رايس» به «ويليام برنز» دستور داده است كه مذاكرات با ايران را تا رسيدن به نتيجه نهايي ادامه بدهد.

به  گزارش خبرنگار «تابناك»، در اين دور از مذاكرات، طرف ايراني تلاش كرد ابتكار مذاكرات را در دست گرفته، شرايط ايران را براي ابتياع حق قانوني خود، واقعي‌تر نمايد.

ويليام برنز با نام مستعار «بيل برنز»، ديپلمات كهنه‌كار آمريكايي و چشم و چراغ «كالين پاول» در زمان تصدي‌اش بر وزارت خارجه و معاون اصلي او در وزارت خارجه آمريكا بوده و شخص او در سال 2003 طرح مذاكره با ايران را در 20 صفحه تدوين و ارايه كرده بود.

سعيد جليلي، جانباز ايراني، با تقسيم‌بندي جديد كشورها به آرايش «3+3» تا اندازه‌اي شرايط را براي اين ديپلمات كهنه‌كار آمريكايي آسانتر كرده تا او بتواند در برابر هجوم همه‌جانبه نئوكان‌هاي آمريكايي ـ كه خواهان قطع مذاكرات با طرف ايراني هستند ـ مقاومت كند. او با يك تقسيم‌بندي جديد، سه كشور اروپايي را در يك بلوك و آمريكا، روسيه و چين را در بلوك ديگر قرار داده است.

بنا بر اين گزارش، اين تقسيم‌بندي كه بنا بر اطلاعات به دست آمده از مراودات با اين كشورها شكل گرفته، نشان‌دهنده آگاهي طرف ايراني نسبت به خطوط ترسيم‌شده از سوي اين كشورها در مذاكرات گذشته بوده است.

اين گزارش مي‌افزايد: بيل برنز يكي از پايه‌گذاران مباني فكري پاوليسم در سيستم وزارت امور خارجه آمريكاست كه حتي در زمان تسلط نئوكان‌ها در وزارت خارجه آمريكا توانسته با جديت فراوان در اين وزارتخانه اهداف و نگرش فكري پاوليسم را كه نهايتا منجر به جدايي كالين پاول از وزارت خارجه آمريكا شده بود، پيگيري كند.

به عبارت ديگر، انتخاب اين ديپلمات آمريكايي براي مذاكره با ايران، نشانگر عقل‌گرايي بيشتر در وزارت امور خارجه آمريكا در برخورد با موضوع هسته‌اي ايران است، چراكه آنها خود به خوبي مي‌دانند انتخاب اين ديپلمات به دليل نگرش او به موضوعات بين‌المللي و نيز تخصصش در موضوعات و مناقشات خاورميانه، مي‌تواند نقش مهمي در حل‌وفصل موضوع هسته‌اي ايران داشته باشد.
 
گفتني است، دكتر جليلي پس از مذاكرات ژنو قول داد در مذاكرات هسته‌اي، نتيجه‌اي همانند فرش‌هاي زيبا و ظريف ايراني براي ملت ايران به ارمغان آورد.
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 12:21 |

القائات راديوهاي بيگانه در 24 ساعت گذشته

خبرگزاري فارس: طرح موضوع مناسبات تهران - واشنگتن بار ديگر به يكي از موضوعات اصلي واساسي رسانه هاي بيگانه بدل شد و مسئله هسته اي ايران نيز در چارچوب همين مسئله مورد ارزيابي رسانه هاي بيگانه قرار گرفت .

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اخبار خارجي، در حالي كه موضوع سفر اوباما به خاورميانه و در ادامه آن به برخي كشورهاي اروپايي و مواضع وي درقبال برنامه هسته اي ايران همچنان به عنوان يكي از گزاره هاي محوري رسانه هاي بيگانه مورد توجه وارزيابي است ، طرح موضوع مناسبات تهران - واشنگتن بار ديگر به يكي از موضوعات اصلي واساسي اين رسانه ها بدل شد و مسئله هسته اي ايران نيز در چارچوب همين مسئله مورد ارزيابي رسانه هاي بيگانه قرار گرفت .
اين رسانه ها در قالب مواضع و واكنشهاي محافل سياسي داخلي آمريكا اعم از كنگره و ديگر مقام هاي سياسي اين كشور و نيز كانديدهاي رياست جمهوري آمريكا به مسائل ايران ازقبيل مذاكره با اين كشور و نحوه برخورد با مسئله هسته اي تهران به فضاسازي پرداختند.
بخش ديگر محوري رسانه هاي بيگانه درقبال مسائل ايران نيز در راستاي مسئله هسته اي اين كشور مورد توجه و انعكاس قرارگرفت كه دراين محور، مسئله رزمايش موشكي اخير ايران و القاي تهديدات آن براي منطقه و جهان عرب ، اهداف تبليغي غرب را تشكيل مي داد كه آخرين بهانه رسانه هاي بيگانه درساعات گذشته بازتاب خريد سامانه موشكي اس سيصد از روسيه توسط ايران و توانمندي اين موشكها درمقابله با تهديدات است كه بيشترين واكنش دراين زمينه از سوي رژيم صهيونيستي صورت گرفت؛ اين موضوع دستاويزي شد تا رسانه هاي بيگانه دامنه فضاسازي مبتني بر تهديدات خود را درقبال ايران نسبت به روزهاي گذشته افزايش دهند و در تحليلها و ارزيابيهاي خود بارديگر بر تهديدات نظامي به عنوان يك گزينه جدي درقبال ايران تاكيد نمايند .
به موازات اين رويكرد فضاسازي درقبال مسائل اقتصادي ايران و تاكيدبر تشديد تحريمهاي اقتصادي درصورت پاسخ منفي تهران به پيشنهادهاي غرب ، ديگر گزاره تبليغي مدنظر رسانه هاي بيگانه بود كه به نظر مي رسد اين رويكرد با توجه به نزديك شدن به پايان مهلت دوهفته اي غرب درمذاكرات سولانا و جليلي به منظور تاثيرگذاري بر مواضع تهران فراروي اين رسانه هاقرارگرفته است.
موضوعات حقوق بشري با تنوع و گسترش هدفمند به سطح بين المللي نيز كارويژه ديگر دستگاه تبليغي غرب بود كه به بهانه هاي متعددي از قبيل احكام اعدام درايران، وضعيت دانشجويان و برخي ديگر از دستاويزهاي حقوق بشري در دستور كار اين رسانه ها قرار گرفت كه به نظر ميرسد ايتاليا اين بار پرچمدار تشديد فشارها برايران در اين محور شده باشد.

درحالي كه فتيله تهديدات نظامي بر عليه جمهوري اسلامي در ادبيات سياسي مقام هاي غرب ازجمله آمريكا و رژيم صهيونيستي طي روزهاي گذشته كمي پائين كشيده شده و با پايان گرفتن دو رزمايش همزمان ايران و آمريكا بلا فاصله پس از رزمايش رژيم صهيونيستي در آبهاي يونان ، مذاكرات جليلي و سولانا بخش عمده فضاي تبليغي غرب را متوجه خود كرده بود ؛ با پايان گرفتن اين مذاكرات و درمهلت تعيين شده براي تهران به منظور توقف غني سازي اورانيوم ودر آستانه پاسخ تهران بارديگر شعله تهديدات به طور غير مستقيم درسطح رسانه هاي بيگانه بالا گرفته است و اين رسانه ها با استفاده از گزاره هاي خبري بيات شده از قبيل برجسته سازي نگراني كشورهاي منطقه از رزمايش پيامبر اعظم سه و نيز ارزيابي توان موشكي ايران دراين رزمايش تلاش مي كنند بسترهاي جديدي براي آغاز دوباره تهديدات نظامي فراهم آورند .
اين رويكرد در روز گذشته با تلاش برخي رسانه ها درباره نگراني برخي كشورهاي عربي از توانمندي نظامي ، موشكي و هسته اي ايران آغاز شد ودر ساعات گذشته دامنه آ‌ن به در اختيار داشتن سامانه موشكي اس سيصد ساخت روسيه گسترش يافت.
فارغ از اهداف تهديدآميز غرب و رسانه هاي بيگانه به منظور ايران هراسي در توجه و برجستگي توانمندي نظامي و موشكي ايران ، به نظر مي رسد مناسبات ايران و روسيه در آستان تصميمات احتمالي شوراي امنيت درقبال ايران بار ديگر از اهميت استراتژيك درعرصه تبليغات برخوردارشده است و اين موضوع به خصوص با توجه به نقش روسيه درتصميمات جهاني درقبال برنامه هسته اي ايران و نيز با توجه به نشست اخير پيمان شانگهاي و حضور ايران دراين نشست از اهميت مضاعفي برخوردار شده است .
براين مبنا رسانه هاي بيگانه به منظور تحت فشار قرار دادن مسكو درمناسبات با تهران و نيز در اقدامي پيشدستانه براي كنترل و مهار مواضع مسكو در قبال تصميمات هسته اي ؛ تلاش مي كنند مناسبات نظامي و اقتصادي ايران و روسيه را برجسته نمايند تا از اين طريق هرگونه مخالفت روسيه درآينده با تشديد فشارها برايران به منزله ارجحيت منافع فردي درقبال منافع جهاني از سوي مسكو در نزد افكار عمومي تلقي شود.

ايران و برنامه هسته اي اش به يكي از محورهاي اظهار نظرات مقامات آمريكايي از جمله سياستمداران اين كشور همچون مك كين و باراك اوباما بدل شده است.رسانه هاي بيگانه مي كوشند موضوع ايران را به موضوع و شعار تبليغاتي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بدل نمايند.
هدف واقعي رسانه هاي بيگانه و نيز مقامات آمريكائي از كشاندن مسئله ايران به موضوع اول تبليغي دررقابت انتخاباتي آمريكا چيست؟
به نظر مي رسد ناكامي دولت بوش در منطقه وعراق ، سياستهاي كلان كاخ سفيد را در نزد افكار عمومي اين كشور به چالش كشيده و طراحان و سياستگذاران آمريكا براي جبران ازدست رفتن اعتماد افكار عمومي داخلي آمريكا به سياست خارجي دولتمردان اين كشور دست به سناريوسازي تبليغي زده اند.
به همين منظور با پيش كشيدن موضوع ايران در زواياي مختلف از قبيل مذاكره با پيش شرط يا بدون پيش شرط، تهديد نظامي و غير نظامي و يا تحريم درقبال ايران به عنوان محور شعارهاي تبليغي درانتخابات رياست جمهوري اين كشور ، ناكاميهاي آمريكا درعراق و منطقه تحت الشعاع اين مسئله قرار خواهد گرفت .
هرچند بناچار بخشي از گفتمان مقامات آمريكائي و كانديداهاي اين كشور به مسئله عراق و خروج از اين كشور اختصاص يافته است درعين حال رسانه هاي بيگانه درانعكاس همين مسئله نيز رويكرد انحراف افكار عمومي را در نظر گرفته اند و به موازات بازتاب اختلاف ديدگاه هاي سناتورهاي آمريكائي در اين زمينه همواره موضوع ادعايي دخالت ايران در اين كشور را مطرح مي نمايند كه نتيجه و ماحصل اين رويكرد تبليغي ، بازهم هدايت و انحراف مسئله عراق به ايران است.

افزايش گزاره هاي حقوق بشري و ادعاي نقض حقوق بشر در ابعاد و عرصه هاي مختلف از قبيل حقوق دانشجويان ، حقوق زندانيان سياسي ، حقوق زنان و ديگر بهانه به عنوان دستور العمل استراتژيك تبليغي غرب ؛ همزمان با اوج گيري تنش ها درعرصه سياست خارجي به خصوص هسته اي ؛ به يك امر عادي درفضاي تبليغي رسانه هاي بيگانه بدل شده است.
درعين حال رسانه هاي بيگانه براي تنوع بخشي وايجاد جذابيت خبري وتبليغي هراز گاه با چرخشي نرم و با ورود به گزاره هاي جزيي تر ويا در روشي ديگر با گسترش و بين المللي كردن موضوعات حقوق بشري تلاش مي كنند توجه افكار عمومي درا ين زمينه را براي خود حفظ نموده و يا به سمت خود معطوف نمايند.
بازتاب گزارشات پراكنده جهاني و آمار سازي در زمينه تعداد اعدامها در ايران ومقايسه سازي دراين زمينه و همچنين بازتاب واكنشهاي جهاني به مسئله ازجمله رويكردهاي هدفمند اين رسانه هاست .
آنچه دراين ميان و در زمان حاضر قابل توجه است ، نقش آفريني ايتاليا در محور فضاسازي مبتني بر حقوق بشر بر عليه ايران است كه به نظرمي رسد اين بار نقش پليس بد را درقبال ايران ايتاليا به عهده گرفته است كه اولين بارقه هاي اين رويكرد را مي توان در نامگذاري يكي ازخيابانهاي شهر رم بنام هيجده تير آنهم درآستانه سفر رئيس جمهور ايران به اين كشور براي شركت در اجلاس فائو مشاهده نمود.
بي شك گزارش اخير يك نهاد حقوق بشري ايتاليائي تحت عنوان سازمان به قابيل دست نزنيد درقبال آمار اعدامها درايران نيز درهمين راستاي طراحي واجرا شده است تا به موازات افزايش تهديدات و فضاسازيها درقبال سياست خارجي ايران ، درآستانه تصميم گيري ايران درپاسخ به مهلت ارائه شده توسط غرب ، تمامي ابزارهاي جهت تاثير گذاري بر اين تصميمات بكار گرفته شده باشد.

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 12:17 |
دو روز پس از نخستين حضور سطح بالاي آمريکا در مذاکره با دکتر جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان، دو روزنامه اصولگرا و با اهميت «کيهان» و «جمهوري اسلامي» با لحني محترمانه مذاکره با آمريکا را کاملا مضر ارزيابي کرده و نسبت به برخي موضعگيري‌هاي حاکي از اشتياق به مذاکره با آمريکا هشدار دادند.

روزنامه «جمهوري اسلامي» که در خارج از کشور به عنوان روزنامه رهبر انقلاب شناخته مي‌شود، نوشت: مقوله برقراري رابطه با آمريكا و قبل از آن مذاكره با آمريكا در طول 30 سال گذشته همواره در محافل مختلف مطرح بوده و نشيب و فرازهايي را طي كرده است. در تمام اين مدت مواضع رهبري چه حضرت امام و چه آيت الله خامنه‌اي در برابر خواسته‌هاي آمريكا و نظرهايي كه در داخل يا خارج درباره اين مساله داده ميشد مواضعي پرصلابت و نشان دهنده بي‌نيازي و استغنا بود.

اقتضاي جايگاه نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي نيز همين است. مهمتر آنكه آمريكا نه تنها هرگز حاضر نشد از رفتارهاي گستاخانه گذشته خود نسبت به ايران عذرخواهي كند و آن را جبران نمايد بلكه همواره به دخالت‌ها و تحريكات خود عليه نظام جمهوري اسلامي ادامه داد و هر كاري كه توانست عليه ملت ايران انجام داد. به طور طبيعي در برابر اين گستاخي‌هاي مستمر موضع جمهوري اسلامي ايران نمي‌توانست چيزي غير از نپذيرفتن مذاكره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي باشد.

اين روزنامه به مديريت حجت‌الاسلام مسيج مهاجري ادامه داد: «مقوله برقراري رابطه با آمريكا و قبل از آن مذاكره با آمريكا در طول 30 سال گذشته همواره در محافل مختلف مطرح بوده و نشيب و فرازهائي را طي كرده است . در تمام اين مدت مواضع رهبري چه حضرت امام و چه آيت الله خامنه‌اي در برابر خواسته‌هاي آمريكا و نظرهائي كه در داخل يا خارج درباره اين مساله داده ميشد مواضعي پرصلابت و نشان دهنده بي‌نيازي و استغنا بود.»

«اقتضاي جايگاه نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي نيز همين است . مهمتر آنكه آمريكا نه تنها هرگز حاضر نشد از رفتارهاي گستاخانه گذشته خود نسبت به ايران عذرخواهي كند و آنرا جبران نمايد بلكه همواره به دخالت‌ها و تحريكات خود عليه نظام جمهوري اسلامي ادامه داد و هر كاري كه توانست عليه ملت ايران انجام داد. بطور طبيعي در برابر اين گستاخي‌هاي مستمر موضع جمهوري اسلامي ايران نمي‌توانست چيزي غير از نپذيرفتن مذاكره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي باشد.»

«آمريكا همچنان موضع خصمانه خود نسبت به ايران را حفظ كرده و كساني كه فكر مي‌كنند بوش و ساير حاكمان كاخ سفيد دست از خصومت با ملت ايران برداشته‌اند و آماده نشان دادن انعطاف هستند دچار توهم شده‌اند. دولتمردان آمريكا همچنان دچار خوي استكباري هستند و قابل اصلاح نيستند. آمريكا هنوز هم همانطور كه امام خميني گفتند «شيطان بزرگ» و «ام الفساد قرن» است و اينكه كساني فكر كنند با ام الفساد قرن و شيطان بزرگ مي‌توانند نرد دوستي ببازند سخت در اشتباهند.»

روزنامه «کيهان» البته با اشاره مستقيم به نشست روز شنبه دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با سولانا و نمايندگان گروه 1+5 كه در آن براي اولين بار ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا به عنوان نماينده اين كشور در مذاكرات حضور يافته بود، اين پرسش را مطرح کرد که آيا اين حضور همزمان به مفهوم عقب نشيني ايران از ديدگاه قبلي و پذيرش مذاكره مستقيم با آمريكاست؟

حسين شريعتمداري در اين زمينه به نقل يادداشتي از صادق زيباکلام در روزنامه «اعتماد ملي» پرداخت که در آن گفته بود: «آنچه مهم است نفس حضور ايران اسلامي و آمريكا در پشت ميز مذاكره است. يعني پديده‌اي كه ظرف سه دهه گذشته دست كم علني صورت نگرفته. اين ملاقات در شرايطي صورت مي‌گيرد كه تا قبل از اين حتي فكر نشستن با آمريكايي‌ها پشت ميز مذاكره يك تابو بود.
... اهميت نشست امروز (شنبه) را بايد در چارچوب شكستن تابوي گفت وگو با آمريكا نگريست. فراموش مان نشود كه قريب به سه دهه پيش وقتي مرحوم مهندس بازرگان نخست وزير به همراه دكتر ابراهيم يزدي ملاقاتي غيررسمي در لابي محل برگزاري يك اجلاس بين المللي در الجزيره با برژينسكي مشاور امنيت ملي داشتند چه توفاني در داخل كشور به پا شد كه چرا با برژينسكي صحبت كرده‌اند به نحوي كه مهندس بازرگان صراحتاً اعلام داشت من كه هويدا نيستم تا براي انجام كوچك ترين امري موظف به كسب اجازه باشم. چند سال بعد از آن شاهد جريان مك فارلين بوديم و با اينكه آقاي هاشمي رفسنجاني امام(ره) را در جريان كامل ماوقع قرار داده بودند اما باز هم آن توفان به پا خاست و تحولي كه مي‌توانست سرنوشت جنگ با عراق را به نفع ما رقم بزند در نيمه راه متوقف شد. چند سال بعد نوبت دكتر عطاءالله مهاجراني بود كه به عنوان مشاور هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور، مجبور شد آنچه را كه درخصوص مذاكره با آمريكا گفته بود پس بگيرد. بعد نوبت به خاتمي رسيد كه پس از پيروزي در دوم خرداد سال76، شاخه زيتوني در دست جلوي دوربين CNN با كريستين امانپور ظاهر شد. واكنش محافظه كاران آنچنان سهمگين بود كه او مجبور شد شاخه زيتونش را به زيرپا بيفكند و چند شب بعدش در مراسم احيا در مرقد مرحوم امام، با همه وجود به آمريكا بتازد و عملاً آنچه را كه گفته بود پس بگيرد.»

مدير «کيهان» در پاسخ، به سه دليل تلاش مي‌کند اثبات کند که «اين مذاکره، آن مذاکره نيست!» و به اين منظور، مستقيم نبودن مذاکره جليلي با معاون رايس، عدم رضايت طرف ايراني از حضور در اين مذاکرات و عدم توافق بر محورهاي گفت‌وگو را به عنوان دلايل خود برشمرده است و در پايان تأکيد مي‌کند:
 
جمهوري اسلامي ايران بر اين باور منطقي بوده و هست كه مذاكره با آمريكا نه فقط به نفع ايران اسلامي نيست بلكه دام خطرناكي است كه آمريكا اصرار به پهن كردن آن دارد. از جمله آن كه؛ آمريكا مذاكره را فقط براي «مذاكره» مي‌خواهد، زيرا مقاومت30 ساله ايران اسلامي در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، جمهوري اسلامي ايران را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و الگوي موفق براي حركت‌هاي آزاديخواهانه تبديل كرده است به گونه‌اي كه امروزه نهضت‌هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از اين مقاومت 30 ساله عرصه را بر زورگويي‌ها و باج خواهي‌هاي شيطان بزرگ تنگ كرده‌اند. هدف آمريكا از كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره، ابلاغ اين توهم به نهضت‌هاي اسلامي است كه ايران نيز بعد از 30 سال مقاومت چاره‌اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشت! و اين قصه سر دراز دارد...

نويسنده «کيهان» که اين يادداشت را با دقت و استفاده از کلمات لاتين نگاشته، احتمالا عامدانه، مصلحت‌انديشانه و هدفمند، به تغيير سخنان دکتر جليلي پرداخته و مي‌نويسد: آقاي دكتر جليلي مسئول تيم مذاكره كننده ايران در اجلاس ژنو، با اعلام ناخرسندي از حضور آمريكا در اين مذاكرات فرمول «1-7» را پيشنهاد كرده بود كه مفهوم آن حذف آمريكا از دور مذاكرات و ادامه مذاكرات با حضور 5 كشور، انگليس، فرانسه، چين، روسيه و آلمان از يك سو و جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر بود.

و سپس مي‌پرسد: در كدام فرهنگ سياسي و عرف شناخته شده ديپلماتيك، يكي از طرفين مذاكره مستقيم خواستار حذف حريف از دور مذاكرات مي‌شود؟!
اين در حالي است که دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان در ژنو گفته بود: بسياري از مسائل و مشکلات وجود دارد ولي امروز اين مسائل در مدل «1+6» بسيار بهتر از مدل «1-7» مي‌تواند حل و فصل شود.

عصر روز شنبه هم در خبري که احتمالا شوراي عالي امنيت ملي منتشر کرده، به نقل از يک مقام مسئول گفته شد: «دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان، در اين مذاکرات پيشنهاد داد مسأله هسته‌اي از طريق مدل 1+6 دنبال شود؛ چرا که اين مدل براي حل اين مسأله و ساير موضوعات منطقه راهشگاتر خواهد بود.»
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 10:4 |
رئيس‌جمهور كه امروز به ياسوج سفر كرده است، در سخناني مشروح، به اظهارنظر درخصوص مذاكرات ژنو پرداخت و ضمن تعريف از ادب و متانت خانم رايس، به رفتار معاون وزير خارجه انگليس به شدت حمله كرد.

به گزارش خبرنگار «تابناك» به نقل از خبرگزاري‌ها، دكتر احمدي‌نژاد كه صبح روز چهارشنبه در دور دوم سفر استاني به كهگيلويه و بويراحمد در جمع مردم ياسوج سخن مي‌گفت، با اشاره به مذاكرات ژنو اظهار كرد: مذاكرات خوبي صورت گرفت و كساني كه در اين مذاكرات شركت كرده بودند، صحبت‌هاي خوبي انجام دادند، فقط نماينده يك كشور در آنجا زبان خود را بيش از حد و پايش را بيش از گليمش دراز كرد كه نماينده استعمار پير بود كه همه ملت ايران به خوبي آن را مي‌شناسند.

مقامات جمهوری اسلامی معمولا از اصطلاح استعمار پیر برای اشاره به بریتانیا استفاده می کنند كه از دوران قاجار اقدامات استعماري تلخي در ايران داشتند و به قدرت رسيدن رضاخان ميرپنج هم از برنامه‌هاي آنان بود.
 
رسانه رسمي دولت انگليس در اين باره نوشت: آقای احمدی‌نژاد مشخص نکرد که منظور او چه سخنانی در اجلاس ژنو بوده است. در عین حال، روز دوشنبه این هفته، گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، در سخنانی در پارلمان اسرائیل به ایران هشدار داد که یا با تعلیق غنی‌سازی و مذاکره با گروه 1+5 موافقت کند، یا با انزوای بیشتر و واکنش جمعی در سطح جهانی مواجه شود.
 
رئيس‌جمهور در ادامه به حضور نماينده آمريكا در اين مذاكرات اشاره كرد و گفت: دولت آمريكا اعلام كرد قصد دارد در مذاكرات شركت كند و ما نيز استقبال كرديم و گفتيم شما نيز بياييد شركت كنيد، نماينده آن كشور نيز در آن جلسه شركت كرد و مودبانه و متين صحبت كرد و احترام ملت ايران را نگه داشت و ما اين را گام مثبتي مي‌دانيم.

ويليام برنز، نماينده آمريکايي حاضر در مذاکرات

وي افزود: آمريكا در اين ارتباط قدم مثبتي برداشت و در واقع قدم مثبتي را در راه شناخت حق ملت ايران، عدالت و اصلاح وجهه خود در عرصه جهاني و جلب توجه ملت ايران و پاك كردن سابقه جنايت‌هاي 50 ساله خود عليه ايران برداشت كه گام مثبتي بود، من نيز مي‌خواهم به آنها نصيحت كنم كه با حرف‌هاي بي ربط و با استفاده از ادبيات استعماري و حنجره‌دراني و قلدري اين گام مثبت خود را خراب نكنند.

رئيس‌جمهور اظهار كرد: من مي‌خواهم به شما اعلام كنم در تمام ملت ايران حتي يك نفر نيز پيدا نمي‌شود كه از حق خود در اين راستا عقب‌نشيني كند، حرف ملت ايران همه در راستاي دفاع از دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي است، شما اكنون حرف ملت ايران را بشنويد.

در اين لحظه مردم حاضر در اين جلسه همه شعار دادند «انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست».
 
روايت خبرگزاري «انگليسي» از رفتار نماينده آمريكا
اين در حالي است كه خبرگزاري «انگليسي» رويترز در توصيف خود از مذاكرات ژنو نوشت: رفتار «ويليام برنز» در جلسه مذاكرات ژنو، نمايش بي‌ميلي او براي شركت در گفت‌وگوها بود.
 
همچنين ادعاي يكي از سايت‌ها مبني بر تأخير چهل دقيقه‌اي در حضور برنز در مذاكرات، توهين به مذاكره‌كنندگان اروپايي برشمرده شده است.
 
«رويترز» ادامه داد: اگر او تاريخچه‌اي از گذشته در ذهن داشته باشد، دليل چنداني براي حضور خود نمي‌بيند وارد مذاكراتي شود كه تلاش دارد ايران را مجبور كند حساسترين بخش فعاليت‌ هسته‌اي يعني غني‌سازي اورانيوم را متوقف كند. چراكه تهران توافق قبلي خود با اتحاديه اروپا در زمينه توقف فعاليت‌ها را زير پا گذاشته است.
 
به نظر مي‌رسد، در گذشته موضوع سيطره بر ايران و امروز موضوع روابط با كشور قدرتمند ايران، از جمله مواردي است كه سوژه رقابت آمريكا و انگليس و ديگر قدرت‌هاي جهاني است. جالب آن كه رويكرد رسانه‌هاي فارسي‌زبان آمريكا و انگليس به همين سخنراني هم متفاوت و حتي متناقض بود. 

سعيد جليلي نيز پس از مذاكرات ژنو اظهار كرد كه مذاكره به شيوه «1+6» بهتر از «1-7» است و منوچهر متكي نيز از حضور نماينده آمريكا در نشست با ايران استقبال كرد.
 
همزمان هوشنگ اميراحمدي كه به گفته خود، با تأكيد رئيس‌جمهور وارد ايران شده، با شااره به اين‌كه اصالتا پرونده هسته‌اي، موضوعي بين ايران و آمريكاست، اشتباه اساسي ايران را مذاكره با اروپا در اين زمينه مي‌داند.
 
البته به گفته منابع خبري آمريكايي ويليام برنز فردي عملگراتر و نرم‌تر از نيكلاس برنز، مسوول قبلي پرونده ايران در وزارت خارجه آمريكاست و ايران ممكن است بتواند امتيازات بهتري از او بگيرد.
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 10:1 |
دو روز پس از نخستين حضور سطح بالاي آمريکا در مذاکره با دکتر جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان، دو روزنامه اصولگرا و با اهميت «کيهان» و «جمهوري اسلامي» با لحني محترمانه مذاکره با آمريکا را کاملا مضر ارزيابي کرده و نسبت به برخي موضعگيري‌هاي حاکي از اشتياق به مذاکره با آمريکا هشدار دادند.

روزنامه «جمهوري اسلامي» که در خارج از کشور به عنوان روزنامه رهبر انقلاب شناخته مي‌شود، نوشت: مقوله برقراري رابطه با آمريكا و قبل از آن مذاكره با آمريكا در طول 30 سال گذشته همواره در محافل مختلف مطرح بوده و نشيب و فرازهايي را طي كرده است. در تمام اين مدت مواضع رهبري چه حضرت امام و چه آيت الله خامنه‌اي در برابر خواسته‌هاي آمريكا و نظرهايي كه در داخل يا خارج درباره اين مساله داده ميشد مواضعي پرصلابت و نشان دهنده بي‌نيازي و استغنا بود.

اقتضاي جايگاه نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي نيز همين است. مهمتر آنكه آمريكا نه تنها هرگز حاضر نشد از رفتارهاي گستاخانه گذشته خود نسبت به ايران عذرخواهي كند و آن را جبران نمايد بلكه همواره به دخالت‌ها و تحريكات خود عليه نظام جمهوري اسلامي ادامه داد و هر كاري كه توانست عليه ملت ايران انجام داد. به طور طبيعي در برابر اين گستاخي‌هاي مستمر موضع جمهوري اسلامي ايران نمي‌توانست چيزي غير از نپذيرفتن مذاكره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي باشد.

اين روزنامه به مديريت حجت‌الاسلام مسيج مهاجري ادامه داد: «مقوله برقراري رابطه با آمريكا و قبل از آن مذاكره با آمريكا در طول 30 سال گذشته همواره در محافل مختلف مطرح بوده و نشيب و فرازهائي را طي كرده است . در تمام اين مدت مواضع رهبري چه حضرت امام و چه آيت الله خامنه‌اي در برابر خواسته‌هاي آمريكا و نظرهائي كه در داخل يا خارج درباره اين مساله داده ميشد مواضعي پرصلابت و نشان دهنده بي‌نيازي و استغنا بود.»

«اقتضاي جايگاه نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي نيز همين است . مهمتر آنكه آمريكا نه تنها هرگز حاضر نشد از رفتارهاي گستاخانه گذشته خود نسبت به ايران عذرخواهي كند و آنرا جبران نمايد بلكه همواره به دخالت‌ها و تحريكات خود عليه نظام جمهوري اسلامي ادامه داد و هر كاري كه توانست عليه ملت ايران انجام داد. بطور طبيعي در برابر اين گستاخي‌هاي مستمر موضع جمهوري اسلامي ايران نمي‌توانست چيزي غير از نپذيرفتن مذاكره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي باشد.»

«آمريكا همچنان موضع خصمانه خود نسبت به ايران را حفظ كرده و كساني كه فكر مي‌كنند بوش و ساير حاكمان كاخ سفيد دست از خصومت با ملت ايران برداشته‌اند و آماده نشان دادن انعطاف هستند دچار توهم شده‌اند. دولتمردان آمريكا همچنان دچار خوي استكباري هستند و قابل اصلاح نيستند. آمريكا هنوز هم همانطور كه امام خميني گفتند «شيطان بزرگ» و «ام الفساد قرن» است و اينكه كساني فكر كنند با ام الفساد قرن و شيطان بزرگ مي‌توانند نرد دوستي ببازند سخت در اشتباهند.»

روزنامه «کيهان» البته با اشاره مستقيم به نشست روز شنبه دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با سولانا و نمايندگان گروه 1+5 كه در آن براي اولين بار ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا به عنوان نماينده اين كشور در مذاكرات حضور يافته بود، اين پرسش را مطرح کرد که آيا اين حضور همزمان به مفهوم عقب نشيني ايران از ديدگاه قبلي و پذيرش مذاكره مستقيم با آمريكاست؟

حسين شريعتمداري در اين زمينه به نقل يادداشتي از صادق زيباکلام در روزنامه «اعتماد ملي» پرداخت که در آن گفته بود: «آنچه مهم است نفس حضور ايران اسلامي و آمريكا در پشت ميز مذاكره است. يعني پديده‌اي كه ظرف سه دهه گذشته دست كم علني صورت نگرفته. اين ملاقات در شرايطي صورت مي‌گيرد كه تا قبل از اين حتي فكر نشستن با آمريكايي‌ها پشت ميز مذاكره يك تابو بود.
... اهميت نشست امروز (شنبه) را بايد در چارچوب شكستن تابوي گفت وگو با آمريكا نگريست. فراموش مان نشود كه قريب به سه دهه پيش وقتي مرحوم مهندس بازرگان نخست وزير به همراه دكتر ابراهيم يزدي ملاقاتي غيررسمي در لابي محل برگزاري يك اجلاس بين المللي در الجزيره با برژينسكي مشاور امنيت ملي داشتند چه توفاني در داخل كشور به پا شد كه چرا با برژينسكي صحبت كرده‌اند به نحوي كه مهندس بازرگان صراحتاً اعلام داشت من كه هويدا نيستم تا براي انجام كوچك ترين امري موظف به كسب اجازه باشم. چند سال بعد از آن شاهد جريان مك فارلين بوديم و با اينكه آقاي هاشمي رفسنجاني امام(ره) را در جريان كامل ماوقع قرار داده بودند اما باز هم آن توفان به پا خاست و تحولي كه مي‌توانست سرنوشت جنگ با عراق را به نفع ما رقم بزند در نيمه راه متوقف شد. چند سال بعد نوبت دكتر عطاءالله مهاجراني بود كه به عنوان مشاور هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور، مجبور شد آنچه را كه درخصوص مذاكره با آمريكا گفته بود پس بگيرد. بعد نوبت به خاتمي رسيد كه پس از پيروزي در دوم خرداد سال76، شاخه زيتوني در دست جلوي دوربين CNN با كريستين امانپور ظاهر شد. واكنش محافظه كاران آنچنان سهمگين بود كه او مجبور شد شاخه زيتونش را به زيرپا بيفكند و چند شب بعدش در مراسم احيا در مرقد مرحوم امام، با همه وجود به آمريكا بتازد و عملاً آنچه را كه گفته بود پس بگيرد.»

مدير «کيهان» در پاسخ، به سه دليل تلاش مي‌کند اثبات کند که «اين مذاکره، آن مذاکره نيست!» و به اين منظور، مستقيم نبودن مذاکره جليلي با معاون رايس، عدم رضايت طرف ايراني از حضور در اين مذاکرات و عدم توافق بر محورهاي گفت‌وگو را به عنوان دلايل خود برشمرده است و در پايان تأکيد مي‌کند:
 
جمهوري اسلامي ايران بر اين باور منطقي بوده و هست كه مذاكره با آمريكا نه فقط به نفع ايران اسلامي نيست بلكه دام خطرناكي است كه آمريكا اصرار به پهن كردن آن دارد. از جمله آن كه؛ آمريكا مذاكره را فقط براي «مذاكره» مي‌خواهد، زيرا مقاومت30 ساله ايران اسلامي در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، جمهوري اسلامي ايران را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و الگوي موفق براي حركت‌هاي آزاديخواهانه تبديل كرده است به گونه‌اي كه امروزه نهضت‌هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از اين مقاومت 30 ساله عرصه را بر زورگويي‌ها و باج خواهي‌هاي شيطان بزرگ تنگ كرده‌اند. هدف آمريكا از كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره، ابلاغ اين توهم به نهضت‌هاي اسلامي است كه ايران نيز بعد از 30 سال مقاومت چاره‌اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشت! و اين قصه سر دراز دارد...

نويسنده «کيهان» که اين يادداشت را با دقت و استفاده از کلمات لاتين نگاشته، احتمالا عامدانه، مصلحت‌انديشانه و هدفمند، به تغيير سخنان دکتر جليلي پرداخته و مي‌نويسد: آقاي دكتر جليلي مسئول تيم مذاكره كننده ايران در اجلاس ژنو، با اعلام ناخرسندي از حضور آمريكا در اين مذاكرات فرمول «1-7» را پيشنهاد كرده بود كه مفهوم آن حذف آمريكا از دور مذاكرات و ادامه مذاكرات با حضور 5 كشور، انگليس، فرانسه، چين، روسيه و آلمان از يك سو و جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر بود.

و سپس مي‌پرسد: در كدام فرهنگ سياسي و عرف شناخته شده ديپلماتيك، يكي از طرفين مذاكره مستقيم خواستار حذف حريف از دور مذاكرات مي‌شود؟!
اين در حالي است که دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان در ژنو گفته بود: بسياري از مسائل و مشکلات وجود دارد ولي امروز اين مسائل در مدل «1+6» بسيار بهتر از مدل «1-7» مي‌تواند حل و فصل شود.

عصر روز شنبه هم در خبري که احتمالا شوراي عالي امنيت ملي منتشر کرده، به نقل از يک مقام مسئول گفته شد: «دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان، در اين مذاکرات پيشنهاد داد مسأله هسته‌اي از طريق مدل 1+6 دنبال شود؛ چرا که اين مدل براي حل اين مسأله و ساير موضوعات منطقه راهشگاتر خواهد بود.»
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 10:0 |
با شتاب چشمگير دولت نهم براي «متحول کردن اقتصاد ايران»، از روز سه‌شنبه فرم‌هايي تحت عنوان «پرسشنامه اطلاعات افراد خانوار» از طريق باجه‌هاي پست و سايت‌ اينترنتي مرکز آمار ايران توزيع و اوج کارشناسي انجام‌شده براي تحول را نمايان کرد.
 
با شتاب چشمگير دولت نهم براي «متحول کردن اقتصاد ايران»، از روز سه‌شنبه فرم‌هايي تحت عنوان «پرسشنامه اطلاعات افراد خانوار» از طريق باجه‌هاي پست و سايت‌ اينترنتي مرکز آمار ايران توزيع و اوج کارشناسي انجام‌شده براي تحول را نمايان کرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، در اين فرم‌ها که به گفته مسئولان اجراي طرح با هدف تعيين جايگاه خانوارهاي کشور در دهک‌هاي درآمدي تدوين شده، ميزان درآمد، ارزش ملک و خودرو افراد پرسيده شده است.

هرچند مطلع شدن از آمار دقيق دارايي‌هاي اصلي افراد از جمله داده‌هاي مهم براي اقدامات اقتصادي عميق و مهم است، اما بايد پرسيد که آيا تدوين‌کنندگان اين فرم‌ها با فرهنگ خودداري مردم ايران از بيان دارايي‌هاي خود آگاهند؟

در اين فرم در حالي مبلغ دقيق حقوق دريافتي افراد پرسيده شده که ميزان حقوق کارمندان دولت (البته شغل اول آنها) از طريق دستگاه‌هاي دولتي قابل دريافت است و ميزان دريافتي صاحبان مشاغل آزاد، به ويژه در دوران تصميمات خلق‌الساعه اقتصادي، براي خود آنها هم قابل محاسبه نيست که قرار باشد در اين فرم‌ها مشخص و منتقل شود.

از سوي ديگر، در حالي دولت مي‌خواهد با اين شيوه درآمد مردم را مشخص کند که سال‌هاست به رغم تلاش دولت‌هاي مختلف براي دريافت ماليات از صاحبان مشاغل آزاد با توسل به شيوه‌هاي گوناگون، توفيق چشمگيري براي بالا بردن درآمد مالياتي دولت در مقايسه با درآمد نفتي به دست نيامده است.هر چند با اجراي طرح خود اظهاري و پيش بيني درآمدي دولت به واقعيت نزديك تر گرديد و موفقيتي حاصل شد.اين در حالي است که بسياري از کشورهاي غربي گاه تا 50 درصد سود کسب‌وکار شهروندان خود را به عنوان ماليات دريافت مي‌کنند.

از سوي ديگر، در حالي رقم دقيق حقوق دريافتي افراد خانواد از آنها پرسيده مي‌شود که به خاطر فرهنگ عدم تمايل به دادن اطلاع از دارايي‌ها، گاه افراد يک خانواده نيز از ميزان حقوق دريافتي هم مطلع نمي‌شوند و به علاوه، مشخص نيست چگونه مي‌توان از درستي اطلاعات دريافتي اطمينان يافت؛ به ويژه زماني که تکميل‌کننده اين فرم واقف است، هرچه دارايي‌هاي خود را بيشتر اعلام کند، از امتياز کمتري بهره‌مند خواهد شد.

همچنين به نظر مي‌رسد،بالا بودن قيمت مسكن و نوسانات شديد آن در سالهاي اخير و عدم تخمين صحيح قيمت مسكن توسط خانوارها كار آمدي اين پرسشنامه را در تعيين ميزان اندوخته خانوارها با اما و اگر هاي بسياري روبرو خواهد ساخت.

در پايان اين گزارش آمده است،شيوه ناکارآمد دستي دريافت اين اطلاعات از مردم با کاغذ و خودکار، هزينه گزافي را به دولت تحميل خواهد کرد؛ حتي اگر رقم 30 ميليارد توماني مورد ادعاي سايت نزديک به مرکز پژوهش‌هاي مجلس نادرست باشد و فايده اصلي آن اشتغالزايي مقطعي براي عده‌اي از افراد بيکار خواهد بود.
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 9:58 |
در روزهايي که دانشگاه هاي سراسر کشور در تعطيلات تابستاني به سر مي برند، جمعي از استادان ممتاز و صاحب نام دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با حکم بازنشستگي يا حکم انتظار خدمت روبه رو شده اند.بر اين اساس دکتر «ايرج گلدوزيان»، دکتر «اميرناصر کاتوزيان»، دکتر «محمود عرفاني» اساتيد برجسته قانون جزا، حقوق مدني و قانون تجارت به همراه دکتر «ابوالقاسم گرجي» استاد حقوق اسلامي بازنشسته شدند.

همچنين دکتر «محمد آشوري» استاد آيين دادرسي کيفري، دکتر «جمشيد ممتاز» استاد حقوق بين الملل، دکتر «عزت الله عراقي» استاد حقوق کار و دکتر «نجادعلي الماسي» استاد حقوق بين الملل خصوصي نيز هنوز حکم رسمي بازنشستگي را دريافت نکرده اند و در ليست «انتظار خدمت» قرار دارند.دپارتمان علوم سياسي هم در اين ميان بي نصيب نمانده است و دکتر «همايون الهي» استاد خاورميانه و خليج فارس با دريافت حکم بازنشستگي از تدريس خداحافظي کرد.اين تغيير و تحولات در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران که گويا تعطيلات تابستاني مانع از توقف آن نشده، در پي ابلاغ آيين نامه جديدي از سوي مسوولان دانشگاه تهران انجام شده است.

در آيين نامه مزبور مقرر شده است آن دسته از اساتيدي که سن آنها 70 سال يا بيشتر است، بايد بازنشسته شوند. اما اساتيدي که بين 65 تا 70 ساله هستند، مي توانند با اجازه دانشگاه به تدريس ادامه دهند.به رغم محتواي آيين نامه روند بازنشستگي ها فراتر از آن بوده و اساتيد کمتر از 70 سال را نيز در بر گرفته است. به علاوه، اساتيدي در ليست قرار دارند که به لحاظ رتبه بندي هاي دانشگاهي در زمره «استاد ممتاز» هستند و بازنشستگي شامل آنان نمي شود. همچنين نکته ديگري که در نقض آيين نامه اخير خودنمايي مي کند، معافيت حجت الاسلام «عباسعلي عميدزنجاني» رئيس سابق دانشگاه تهران از بازنشستگي است. وي متولد سال 1316 در شهر زنجان است و هم اکنون با 71 سال سن در دانشگاه تهران کرسي تدريس انديشه سياسي اسلام، فقه و حقوق اسلامي را دارد.به هر حال 9 استادي که در حال جمع آوري وسايلشان از اتاق هاي اساتيد دانشکده حقوق و علوم سياسي هستند، جزء اساتيد صاحب نام و معتبر اين دو رشته مهم علوم انساني به شمار مي روند.

البته دکتر ايرج گلدوزيان در گفت وگو با روزنامه اعتماد ضمن تاييد خبر بازنشستگي اش، اين اتفاق را بعد از سال ها سابقه کار، امري عادي و طبيعي قلمداد مي کند، اما بي شک جايگزين کردن اساتيدي که از تجربه و بار علمي اين چهره هاي معتبر برخوردار باشند، چندان سهل نخواهد بود.موج بازنشستگي، جابه جايي و اخراج استادان دانشگاه هاي کشور در دولت نهم اوج گرفت. چنان که ابتدا «محسن کديور» از دانشکده فلسفه دانشگاه تربيت مدرس اخراج شد. به جز او سعيد حجاريان، محمدتقي احمدي، هاشم آقاجري، مسعود غفاري، حاتم قادري و... نيز از تدريس منع شدند.بعد از آنها با گذشت يک وقفه کوتاه، خبر ممانعت از تدريس دکتر حسين بشيريه پدر جامعه شناسي سياسي ايران، دکتر هادي سمتي و دکتر ميرجلال الدين کزازي بار ديگر فضاي آکادميک ايران را تحت تاثير قرار داد. پيش از آنها نيز دکتر حسن دروديان استاد حقوق مدني، دکتر رضا رئيس طوسي استاد اقتصاد سياسي نفت و دکتر احمد ساعي استاد مسائل جهان سوم مشمول حکم بازنشستگي شده بودند.

کليه اين اساتيد صاحب نام در زمان رياست دکتر عميدزنجاني خانه نشين شده بودند ولي تغييرات اخير در دوره مديريت «فرهاد رهبر» رئيس جديد دانشگاه تهران صورت گرفته است. دانشگاه تهران که مجلس شوراي ملي در سال 1313 قانون تاسيس آن را تصويب کرد تا به حال چندين مرتبه شاهد جابه جايي و تحول در سطح استادان بوده است. در نخستين مرتبه و در سال 1327 به دکتر علي اکبر سياسي رئيس وقت دانشگاه تهران فشار آورده شد که اساتيدي همچون دکتر انور خامه يي، فريدون کشاورز و دکتر جودت را از تدريس منع کند. در آن زمان دکتر سياسي برخلاف تمايلش نتوانست مقاومت کند و حکم اخراج آنان را امضا کرد. در مرحله بعد جمعي از اساتيد دانشگاه تهران که به گروه «ياد» معروف شدند عليه کنسرسيوم نفت نامه يي امضا کردند که همين اقدام موجب محروميت آنان از تدريس باز هم با وجود مقاومت دکتر سياسي شد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بروز انقلاب فرهنگي، جمعي از اساتيد با هدف اسلامي کردن دانشگاه ها و به تشخيص اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي از تدريس منع شدند.آخرين مرحله تغيير و تحولات در دانشگاه تهران نيز در دولت نهم رخ داده است. هرچند پيش از اين هم به صورت پراکنده برخي اساتيد نيز از ادامه تدريس منع شدند به عنوان مثال در دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني از ادامه تدريس دکتر سيدجواد طباطبايي و دکتر جليل روشندل در دانشکده حقوق و علوم سياسي ممانعت به عمل آمد.در حال حاضر نيز روساي دانشگاه هاي کشور توسط وزارت علوم انتخاب مي شوند و هيات هاي علمي، ديگر اختياري در اين زمينه ندارند. همچنين تاکنون در چند مرحله جمعي از اساتيد برجسته و معتبر به ويژه در حوزه حقوق و علوم سياسي بازنشسته، بازخريد يا برکنار شده اند. تازه ترين روند اين تحولات دامنگير دانشکده حقوق و اساتيد باسابقه آن شده است.

مسوولان دانشگاه تهران هرچند که هنوز راجع به تصميم اخير موضع گيري نکرده اند ولي بي گمان نمي توان بر اين موضوع سرپوش گذاشت که اساتيد بازنشسته شده جزء سرمايه هاي علمي کشور محسوب مي شوند و خلاء آنها در محيط هاي آموزشي مي تواند در سطح علمي دانشگاه ها نيز خلل ايجاد کند.اقدام مسوولان دانشگاه تهران در زمان تعطيلات تابستاني دانشگاه هاي کشور تنها در صورتي پذيرفتني است که گروه هاي آموزشي رشته هاي حقوق و علوم سياسي اساتيد جايگزين با اين درجه علمي را داشته و با برکناري آنها موافق باشند.

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 12:49 |

 

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 12:48 |
گروه سياسي؛ با گذشت يک ماه و نيم از حادثه گروگانگيري سيستان و بلوچستان و انتشار برخي اخبار درباره کشته شدن چند تن از اين گروگان ها روز گذشته هيات ايراني به رياست سرپرست وزير کشور عازم پاکستان شد. سيدمهدي هاشمي روز گذشته و در حالي که مدارک و مستندات اين حادثه را به همتاي پاکستاني خود تحويل داد خواستار همکاري اين کشور براي حل حادثه اخير و نيز مهار تحرکات گروهک جندالله در مناطق مرزي پاکستان با ايران شد.

اشرار سيستان و بلوچستان قريب چهل و پنج روز پيش 16 مامور نيروي انتظامي در اين استان را گروگان گرفتند. وزير کشور پاکستان پس از دريافت مدارک و مستندات ايران قول داد موضوع 16 گروگان ايراني را حل و فصل کند. وزارت کشور ايران در شرايطي رهسپار پاکستان شد که هفته هاي گذشته اخبار ضد و نقيضي از شهادت ماموران توسط گروگانگيران مخابره شد؛ اخباري که هرگز از سوي مسوولان دولتي و مقامات رسمي به تاييد نرسيد. وزارت کشور و اطلاعات در اين مدت به کرات اطمينان داده اند اخباري مبني بر عدم صحت گروگان ها در دست نيست. حادثه گروگانگيري سيستان و بلوچستان اواخر خردادماه سال جاري و در پي تحويل عبدالحميد ريگي برادر عبدالمالک سرکرده گروهک تروريستي «جندالله» روي داد.

خبرگزاري فارس براي نخستين بار از تحويل برادر ريگي به مقامات ايراني خبر داد و تاکيد کرد عبدالحميد ريگي و 15 نفر ديگر از اعضاي جندالله که در پاکستان بازداشت شده بودند قصد داشتند با ارائه مدارک جعلي خود را تبعه پاکستان معرفي کنند اما با تلاش وزارت اطلاعات و امور خارجه به ايران تحويل داده شدند. بنابر اين گزارش برادر ريگي در بامداد همان روزي به ايران تحويل داده شد که قرار بود وکلايش با تسليم لايحه فرجام خواهي او به دادگاه عالي کويته از تحويل او به ايران جلوگيري کنند اما پيش از آنکه دادگاه کار خود را آغاز کند، عبدالحميد ريگي در فرودگاه اسلام آباد از سوي مقامات ايران تحويل گرفته و با يک فروند هواپيماي اختصاصي به تهران منتقل شد. گروهک تروريستي جندالله نيز در واکنش به تحويل برادر سرکرده گروهک به پاسگاهي در سراوان از توابع استان سيستان و بلوچستان حمله کرده و 16 مامور نيروي انتظامي را به گروگان گرفتند. اين گروهک در حرکتي ديگر معاونت قضايي دادگستري و رياست شعبه 101 دادگاه قضايي سراوان را هدف چهار گلوله قرار دادند. اندکي پس از حادثه گروگانگيري مقامات وزارت کشور از اطلاعيه جندالله خبر دادند.

عباس محتاج معاون امنيتي وزارت کشور از ارسال بيانيه يي از سوي گروهک ريگي خبر داد و گفت؛ در اين بيانيه تهديدآميز آنها خواستار آزادي مجرماني شده اند، که به حکم دادگاه در زندان هستند. وي تاکيد کرد؛ «قطعاً ما نمي توانيم درخواست هاي غيرقانوني را اجابت کنيم. پاسخ ما به ريگي مثبت نبود و در روزهاي گذشته دو گروه از اشرار را که با ريگي همکاري داشتند، دستگير کرديم.» همزمان با اظهارات محتاج سخنگوي گروهک جندالله با ارسال نوار ويدئويي براي تلويزيون العربيه خواسته خود را مورد تاکيد قرار داد. تلويزيون العربيه با فرستادن تصاويري روي آنتن از شهادت دو تن از گروگان ها خبر داد و به نقل از اعضاي گروهک اعلام کرد...

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 8:26 |
رادوان کارادزيچ در سال 1945 در شهري در نزديکي مونته نگرو به دنيا آمد. پدرش در طول دوران کودکي وي در زندان بود. در سال 1960 ميلادي به سارايوو رفت تا در رشته روانپزشکي در دانشگاه سارايوو درس بخواند. در خلال سال هاي 1974 تا 1975 کارادزيچ در دانشگاه کلمبيا در نيويورک درسش را ادامه داد. پس از آنکه به يوگسلاوي بازگشت در بيمارستان کوزوو مشغول به کار شد. در سال 1989 وي به يکي از بنيانگذاران حزب دموکرات صربستان در بوسني و هرزگوين تبديل شد. هدف اين حزب جمع آوري حاميان صرب و جمعيت صرب هاي بوسني و پيوستن به صرب هاي کروات بود. در سال 1992 پس از اختلافاتي که ميان صرب ها و ديگر نژاد يوگسلاوي درخصوص استقلال بوسني و هرزگوين روي داد، کارادزيچ به عنوان نخستين نخست وزير صرب هاي بوسني برگزيده شد.
+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 8:24 |
دو چهره از قصاب سر بر نيتسا

گروه بين الملل، آرمين منتظري؛ رادوان کارادزيچ يکي از بزرگ ترين جنايتکاران جنگي جهان که مسوول کشتار 8 هزار زن و مرد مسلمان بوسنيايي در سربرنيتسا در سال 1995 است، روز دوشنبه در بلگراد پايتخت صربستان دستگير شد. بنا بر اعلام مقامات صرب کارادزيچ آزادانه در يکي از کلينيک هاي بهداشتي درماني بلگراد در بخش داروهاي جايگزين مشغول به کار بوده است.

مقامات عالي رتبه صربستان روز دوشنبه در کنفرانسي مطبوعاتي خبر دستگيري کارادزيچ را اعلام کردند اما به خبرنگاران اجازه ندادند سوالي در اين خصوص طرح کنند. در اين کنفرانس مطبوعاتي اما عکسي از کارادزيچ به خبرنگاران نشان داده شد که در آن اين جنايتکار جنگي با موها و ريش بلند سفيد ديده مي شد؛ چهره يي که هيچ شباهتي با چهره 13 سال پيش او نداشت. اين عکس از سوي دادستان جنايات جنگي صربستان ولاديمير وکوويچ و يک مقام عالي رتبه دولت صربستان به نام رسيم جائيچ به خبرنگاران نشان داده شد. کارادزيچ از زمان دستگيري تاکنون سخني نگفته است. ولاديمير وکوويچ دادستان جنايات جنگي صربستان معتقد است کارادزيچ بايد به دادگاه جنايات جنگي سازمان ملل در لاهه تحويل داده شود. گفته مي شود کارادزيچ با هويتي جعلي به نام «دراگون دابيچ» در يک کلينيک خصوصي کار مي کرد. جعل هويت کارادزيچ آنقدر ماهرانه بوده است که به گفته مقامات دولت صربستان وي به راحتي و آزادانه در خيابان هاي شهر قدم مي زده و بدون هيچ ترس و پروايي در محافل عمومي ظاهر مي شده است، اين در حالي است که دولت امريکا از سال 1998 براي سر او 5 ميليون دلار جايزه تعيين کرده بود.

«سرژ برامرتز» دادستان دادگاه جنايت هاي جنگي سازمان ملل (لاهه) دستگيري کارادزيچ را گامي مهم در مسير اجراي عدالت در خصوص يکي از طراحان وحشيانه ترين نسل کشي در اروپا پس از جنگ جهاني دوم خواند. برامرتز اعلام کرد کارادزيچ 63 ساله که در خلال سال هاي 1992 تا 1995 رئيس جمهور صرب هاي بوسني بوده است، پس از طي مراحل قانوني به لاهه منتقل خواهد شد. مکان دستگيري کارادزيچ از سوي مقامات صرب اعلام نشده است اما دولت صربستان اعلام کرد کارادزيچ توسط پليس مخفي صربستان در نزديکي بلگراد شناسايي شده است. کارادزيچ که در ميان تندروهاي صرب به عنوان قهرمان ملي گرايي صربستان محسوب مي شود، براي مدت زمان بيش از يک دهه در غارهاي کوه هاي شرقي بوسني مخفي شده بود. کارادزيچ پيش از آنکه به سياست وارد شود يک پزشک بود که در بيمارستان هاي سارايوو پايتخت بوسني کار مي کرد.

مقامات دادگاه لاهه و سازمان ملل مدت ها بود که به حضور مخفيانه کارادزيچ در صربستان شک داشتند. در خلال سال هاي اخير مقامات سازمان ملل فشار بسياري به بلگراد وارد آوردند تا کارادزيچ را تحويل دادگاه لاهه دهد. ناکامي در دستگيري کارادزيچ و راتکو ملاديچ يکي ديگر از ژنرال هاي صرب که به جنايت هاي جنگي متهم است يکي از موانع اصلي گسترش و تحکيم روابط صربستان با اتحاديه اروپا بوده است.ريچارد هولبروک يکي از کارگزاران توافقنامه پايان جنگ بوسني در اهايو امريکا مي گويد؛ «از ميان سه مرد شيطان صفت بالکان (کارادزيچ، ميلوشويچ و ملاديچ) به نظر من کارادزيچ بدترين بود، چرا که کارادزيچ حقيقتاً به پاکسازي نژادي اعتقاد داشت. او حقيقتاً از صادر کردن دستور کشتار مسلمانان لذت مي برد در حالي که ميلوشويچ فقط يک فرصت طلب بود.»

اسلوبوان ميلوشويچ رئيس جمهور سابق صربستان و از متحدان کارادزيچ و ملاديچ بود که در سال 2001 دستگير شد و سال 2002 نيز در دادگاه جنايات جنگي محاکمه شد. وي در سال 2006 پيش از آنکه حکم دادگاه درباره او صادر شود، جان باخت.روز دوشنبه ساعاتي پس از دستگيري کارادزيچ تعدادي از حاميان ملي گراي وي مقابل ساختمان دادگاه جنايات بلگراد تجمع کردند که پليس بلگراد مجبور شد وارد عمل شود.تجمع کنندگان که به دستگيري کارادزيچ معترض بودند، پرچم هاي بلگراد به دست داشتند و خطاب به بوريس تاديچ رئيس جمهور صربستان فرياد مي زدند؛ «خودت را بکش و صربستان را نجات بده.» پليس برخي از تجمع کنندگان را دستگير کرد.

لوکا کارادزيچ برادر رادوان کارادزيچ نيز در ميان تجمع کنندگان ديده مي شد. با وجود تمام تلاش هايي که براي دستگيري کارادزيچ صورت گرفته است، هنوز هم بخش بزرگي از مردم صربستان از وي به عنوان قهرمان ملي خود ياد مي کنند. از سوي ديگر اما مردم بوسني از دستگيري کارادزيچ خوشحالند و پس از انتشار خبر دستگيري او به خيابان ها ريخته و به شادي و پايکوبي پرداختند. کارادزيچ علاوه بر کشتار هشت هزار مسلمان بوسنيايي در سربرنيتسا به گلوله باران سارايوو در جريان جنگ داخلي و استفاده از 284 نيروي حافظ صلح سازمان ملل متحد به عنوان سپر انساني در سال 1995 متهم است. دستگيري کارادزيچ تنها چند هفته پس از آن انجام شد که ائتلاف غربگراي دولت صربستان شکل گرفته بود که هدفش عضويت صربستان در اتحاديه اروپا است. اتحاديه اروپا تحويل جنايتکاران جنگي صرب به دادگاه لاهه را يکي از شروط عضويت صربستان در اين اتحاديه عنوان کرده بود. پس از دستگيري کارادزيچ برخي از ديپلمات هاي اروپايي اين دستگيري را نشانه تصميم صربستان براي پيوند زدن آينده اش به غرب و جدايي از تفکرات ملي گرايانه تلقي کردند.

واکنش ها به دستگيري کارادزيچ

پس از انتشار خبر دستگيري کارادزيچ، بان کي مون دبيرکل سازمان ملل متحد ضمن ستايش از دولت صربستان روز دستگيري کارادزيچ را روزي تاريخي براي قربانيان اين جنايتکار خواند؛ قربانياني که 13 سال براي اجراي عدالت در خصوص کارادزيچ صبر کرده اند. دفتر مطبوعاتي کاخ سفيد نيز با انتشار اطلاعيه يي دستگيري کارادزيچ را به دولت صربستان تبريک گفت. کاخ سفيد دستگيري کارادزيچ را تنها چند روز پس از سالگرد قربانيان کشتار سربرنيتسا بهترين يادبود اين کشتار عنوان کرد.ديويد ميليبند وزير امور خارجه انگليس، خوزه مانوئل باروسو رئيس کميسيون اروپا و خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا هر يک با انتشار اطلاعيه هايي دستگيري کارادزيچ و تحويل او به عدالت را ستودند.

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 8:22 |

وزراي خارجه اتحاديه اروپا:

اروپا از عمليات نظامي عليه ايران حمايت نمي‌كند

خبرگزاري فارس: وزراي خارجه اتحاديه اروپا سه‌شنبه اعلام كردند كه از حمله نظامي به ايران حمايت نخواهند كرد اما گفتگوهاي بيشتر براي حل و فصل نگراني‌هاي موجود درباره برنامه هسته‌اي ايران را خواستار هستند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، وزراي خارجه 27 كشور عضو اتحاديه اروپا در جلسه سه‌شنبه خود بر سر مسئله نشست شنبه ميان نمايندگان ايران، اتحاديه اروپا و گروه 1+5 تبادل‌نظر كردند و حل بن‌بست موجود درباره برنامه هسته‌اي ايران از طريق راه‌هاي ديپلماتيك را خواستار شدند.
"ديويد ميليبند"، وزير خارجه انگليس، اظهار داشت: «انگليس و ديگر كشورهاي اين مذاكرات با ايران، براي حل و فصل ديپلماتيك موضوع هسته‌اي جمهوري اسلامي 100 درصد آمادگي دارند و از اقدام نظامي عليه اين كشور حمايت نمي‌كنند.»
ميليبند افزود: «اكنون به ايران بستگي دارد كه چه پاسخي به قدرت‌هاي جهاني و "خاوير سولانا"، مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا، در خصوص پيشنهادهاي موجود پس از نشست ژنو ارائه دهد.»
آمريكا و رژيم صهيونيستي اخيرا بر فشارهاي خود بر ايران براي تعليق غني‌سازي اورانيوم تشديد كرده‌اند.

+ نوشته شده توسط سعيد در و ساعت 8:20 |
example: