|
*كارگزاران |
|
پيكر «خسرو شكيبايي» بر دستان مردم تشييع شد
پيكر «خسرو شكيبايي» بازيگر ارزنده تئاتر،تلويزيون و سينما در ميان خيل جمعيت هنرمندان و دوستدارانش تشييع شد.
|
|
|
|
گروه سياسي،نيلوفر منصوريان؛ ژنو شهري در جنوب غربي سوئيس ديروز شاهد گفت وگوهاي اوليه ايران و اعضاي گروه 1«5 بود؛ مذاکراتي که خوشبينانه پايان يافت و قرار است هفته جاري نيز ادامه پيدا کند.ساعت 14 ديروز سه مقام ايراني پشت ميز بيضي شکل گفت وگوهاي هسته يي با خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا و ويليام برنز معاون وزير خارجه امريکا و نمايندگان ديگري از گروه 1«5 قرار گرفتند تا به گفته شان درباره چارچوب مذاکرات آتي با اعضاي اين گروه گفت وگو کنند.ساختمان قديمي شهرداري ژنو و مجلس ايالتي کنوني واقع در خيابان هتل دوويل در قديمي ترين بخش ژنو محل گفت وگوهاي مهم هسته يي ايران با سولانا و نماينده امريکا بود. گفته مي شود ساختمان «تاون هاول» که قدمت آن به قرن 15 ميلادي مي رسد تاکنون بارها شاهد گفت وگوهايي بوده که از دل آن صلح بيرون آمده است.اين بار نيز براي اولين بار پس از 30 سال، نمايندگاني بلندپايه از تهران و واشنگتن در اين مکان تاريخي رودرروي هم پشت ميز گفت وگوهايي نشستند که در صورت نتيجه بخش بودن مي تواند چراغ روابط تاريک دو کشور را روشن کند.هرچند اين اولين باري نيست که نمايندگان ايران و امريکا رو به روي هم مي نشينند اما اگر موضوع گفت وگوهاي پيشين آنها افغانستان و اوضاع امنيتي عراق بود، اين دفعه ايران خود محور اصلي مذاکرات است و چنانچه دوطرف به نتايج قابل قبولي براي ادامه بحث و تبادل نظر برسند، مي تواند شروع روابط تازه يي ميان دو کشور پس از سال ها قطع رابطه و در اوج تنش در زير سايه رويارويي نظامي باشد. به هرحال آنچه که ديروز از وراي ميز مذاکرات سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي، علي باقري مدير سياست خارجي و بين الملل شوراي عالي امنيت ملي و مهدي صفري معاون اروپاي وزارت امورخارجه با خاوير سولانا، ويليام برنز و ديگر نمايندگان گروه 1«5 از سوي يک ديپلمات نزديک به مذاکرات اعلام شد، بحث هاي مثبت اوليه ميان طرفين بود.به گزارش ايسنا به نقل از اين ديپلمات نمايندگان هفت کشور مذاکره کننده پس از استقرار در اطراف ميز بيضي شکل که مذاکره کنندگان را در کنار يکديگر جاي داده بود، ابتدا به سخنان سولانا گوش دادند. وي افزود؛ سولانا در سخنان خود به نتايج مثبت سفرش به تهران و نشانه هاي مثبتي که از تهران دريافت کرده بود، اشاره کرد و از همه نمايندگان هفت کشور مذاکره کننده به خاطر پيگيري مباحث مذاکرات تهران تشکر کرد. به گفته وي پس از سخنان سولانا، جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي سخنان خود را ايراد کرد و سپس هر يک از نمايندگان کشورهاي شرکت کننده ديدگاه هاي خود را درباره روند مذاکرات مطرح کردند.به گفته اين ديپلمات، پس از اين دور از مذاکرات که دو ساعت به طول انجاميد، سولانا و جليلي ناهار را در يکي ديگر از ساختمان هاي قديمي مجلس ايالتي که در مجاورت سالن مذاکرات قرار داشت با يکديگر صرف و بقيه هيات ايراني ناهار را با ساير اعضاي هيات ها صرف کردند.وي افزود؛ سولانا و جليلي به هنگام صرف ناهار بقيه صحبت هاي خود را درباره چگونگي ادامه مذاکرات انجام دادند. همچنين نمايندگان هفت کشور در سخنان خود بر کار روي ديدگاه هاي مشترک طرفين تاکيد کردند و خواستار ورود جدي کشورهاي دست اندرکار مذاکره به همکاري هاي همه جانبه شدند. سولانا نيز در سخنان کوتاه ابتدايي خود از نتيجه سفرش به تهران ابراز رضايت کرد. وي افزود؛ جليلي در سخنانش تاکيد کرد بايد از تجارب گذشته درس بگيريم و اشتباهات را جبران کنيم و هفت کشور در کنار يکديگر بهتر مي توانند زمينه هاي همکاري را فراهم کنند.پس از آن طرفين به اتاق مذاکره بازگشتند و نشست دوم خود را آغاز کردند. پس از پايان دور دوم گفت وگوها خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا و سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي با حضور در يک کنفرانس خبري گفت وگوهاي ژنو را سازنده توصيف کردند. در اين نشست خبري که بدون حضور ويليام برنز معاون وزير خارجه امريکا برگزار شد، سولانا اظهار داشت؛ «مذاکرات سازنده و عميق بود.» به گزارش مهر وي افزود؛ ما منتظر هستيم که تهران به پيشنهادات ما درباره برنامه هسته يي خود پاسخ دهد.همچنين سولانا با تشکر از مذاکرات سازنده جليلي افزود؛ فرصت هاي زيادي در اختيار ايران قرار داده شده است که اميدواريم ايران از اين فرصت ها به نحو مطلوب استفاده کند. همچنين به گزارش فارس مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا در اين کنفرانس با اشاره به درخواست نمايندگان گروه 1«5 مبني بر پذيرش تعليق غني سازي از سوي ايران گفت؛ تهران در اين گفت وگوها پاسخ روشني درباره تعليق غني سازي اورانيوم ارائه نکرد. |
| به دنبال رشد منفي سپرده هاي مردمي در بانک هاي دولتي رئيس شوراي عالي مديران عامل بانک هاي دولتي از توقف پرداخت تسهيلات بانکي تا اطلاع ثانوي خبر داد |
گروه اقتصادي ؛در حالي که به دليل اختلاف نظر دولت و بانک مرکزي، نرخ سود تسهيلات بانکي همچنان در بلاتکليفي به سر مي برد و بانک ها از ارائه وام جديد خودداري مي کنند، به نظر مي رسد بانک ها در ابتداي سال جاري با افت شديد در منابع خود مواجه شده اند به طوري که با توجه به احتمال کاهش نرخ سود سپرده ها، کاهش نرخ رشد سپرده هاي مدت دار در بانک ها که محل اصلي ارائه تسهيلات به حساب مي آيد باعث تشديد کمبود منابع در بانک ها شده است. با توجه به آخرين گزارش بانک مرکزي در مورد ارقام عمده پولي و اعتباري مي توان شکاف بين منابع و تسهيلات را ارزيابي کرد.
بنابر اين گزارش در پايان سال 86 رشد سپرده هاي بلندمدت در بانک ها تنها 9/18 درصد بوده است که کمترين نرخ رشد در طول چهار سال گذشته به حساب مي آيد. با توجه به اينکه سرمايه گذاري هاي بلندمدت از منابع اصلي بانک ها به حساب مي آيد مي توان شاهد روند نزولي منابع بانک ها در سه سال اخير بود ضمن اينکه از طرف ديگر سپرده هاي بخش غيردولتي نيز در بانک هاي تجاري در پايان سال گذشته با کاهش 2/2 درصدي مواجه بوده است در بانک هاي تخصصي نيز سپرده هاي بخش غيردولتي در پايان سال 86 نسبت به سال گذشته افت 8/12 درصدي داشته است. همچنين ميزان اين سپرده ها در بانک هاي خصوصي نيز هرچند با رشد 1/29 درصدي روبه رو شده است اما نسبت به چهار سال گذشته کمترين نرخ رشد را داشته است.
از طرف ديگر ميزان سپرده هاي قرض الحسنه پس انداز نيز که با رويکرد جديد دولت به مقوله بانکداري به عنوان منبع اصلي پرداخت تسهيلات قرض الحسنه به حساب مي آيد در پايان سال 86 با افزايش 1/14 درصدي همراه بوده که کمتر از نرخ رشد آن در سال هاي پيش است و به نظر مي رسد با ادامه روند موجود و احتمال تثبيت يا کاهش نرخ سود بانکي روند کمبود منابع شدت بيشتري بگيرد و بانک ها در پرداخت تسهيلات با مشکلات بيشتري گريبانگير شوند. در همين حال به دنبال رشد منفي سپرده هاي مردمي در بانک هاي دولتي رئيس شوراي عالي مديران عامل بانک هاي دولتي از توقف پرداخت تسهيلات بانکي تا اطلاع ثانوي خبر داد.علي صدقي مديرعامل بانک ملي دليل توقف پرداخت تسهيلات نظام بانکي را عدم تنظيم منابع و مصارف اعلام و تاکيد کرد؛ تا زمان تنظيم منابع و مصارف بانکي سياست هايي همچون توقف پرداخت تسهيلات ادامه خواهد داشت.
علي صدقي در گفت وگو با مهر افزود؛ هم اکنون منابع بانک ها نسبت به مصارف آنها بسيار پايين تر است و تا زماني که ميزان منابع و مصارف تنظيم نشود اين نوع سياست ها ادامه خواهد داشت.مديرعامل بانک ملي از عدم ابلاغ نرخ سود بانکي سال جاري توسط بانک مرکزي خبر داد و گفت؛ بانک ها هم اکنون با نرخ 12 درصد گذشته فعاليت هاي خود را انجام مي دهند.وي با بيان اينکه نحوه تسهيلات پرداختي به بنگاه هاي زودبازده تا پايان سال 86 شامل چند بخش مي شود، افزود؛ بر اساس تسهيلات پرداختي به اين بنگاه ها، بخشي از طرح هاي آنها به بهره برداري رسيده، بخشي از طرح ها نيمه کاره بوده و بخشي نيز در مرحله قرارداد است.
| معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي؛ |
|
|
|
گروه اجتماعي،مونا قاسميان؛ دوره آن کسي که بخواهد ديني را بر دنيا حاکم کند گذشته است. دنياي امروز گوش هايش بيشتر از هميشه تاريخ باز است که زيباترين پيام ها را بشنود.رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري که چندي است در همايش ها و مراسم مختلف از ارتباط اديان الهي و منطق و جهان بيني با گردشگري سخن مي گويد، روز گذشته در همايش نوآوري و شکوفايي در صنعت گردشگري بار ديگر در اين زمينه سخن گفت. اسفنديار رحيم مشايي با تاکيد بر اينکه ايران امروز با مردم امريکا و اسرائيل دوست است، گفت؛ امروز منطق الهي و انساني در دنيا خريدار دارد.رئيس سازمان ميراث فرهنگي گفت؛ ظرفيت انساني بايد شکل بگيرد تا سخن از خدا بگوييم. تا انسان شناسايي نشود، خدا قابل شناسايي نيست. مگر مي شود جز از شناخت انسان جهان را شناخت. ما هيچ قدرتي براي توصيف 50 سال آينده بشر نداريم. مشايي ادامه داد؛ هر مرکزي که بتواند در آينده نزديک ادبياتي داشته باشد که سه عنصر انسان، خدا و جهان را با هم تنظيم کند، آينده از آن او است. وي با تاکيد بر اينکه در آينده نژاد و کشور معنا ندارد و آينده از آن انسان ها است، گفت؛ هر منطقي که به خط کشي ميان انسان ها بينجامد در دنيا خريدار ندارد. نمي توان چنين منطقي را مطرح کرد و به مردم ارائه داد.معاون رئيس جمهور با اشاره به اينکه ما در دنيا با هيچ کس جنگ نداريم و در هشت سال جنگ فقط دفاع کرديم و يک روز هم نجنگيديم، گفت؛ ايران امروز با مردم امريکا ومردم اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست، اين افتخار است، البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمني ها در دنيا به ملت ايران صورت مي گيرد. ما مردم امريکا را از برترين ملت هاي دنيا مي دانيم. وي در ادامه به رونق بخش خصوصي در گردشگري کشور تاکيد کرد و گفت؛ «پيش از اين بخش خصوصي قدرتمندي نداشتيم، اما امروز دولت از اين بخش حمايت مي کند و راه را براي آنها باز مي کند.» همچنين مشايي اظهار اميدواري کرد که در آينده کسي براي ورود به ايران نياز به ويزا نداشته باشد.وي با برشمردن چهره هاي اقتصادي، امنيتي و فرهنگي، اين را فرصتي استثنايي براي ملت ايران براي تعامل با همه کشورهاي جهان دانست و گفت؛ توسعه گردشگري، نگاه استراتژيک براي ايران است. هر دولتي پس از دولت نهم، بايد توسعه گردشگري را از نظر استراتژيک، بهره هاي فراوان اقتصادي و بين المللي در دستور کار جدي خود قرار دهد. او گردشگري را طلاي 24 عيار ناميد و تصريح کرد؛ بين آنچه امروز در حوزه گردشگري هستيم تا آنچه بايد در طول سال هاي گذشته به آن مي رسيديم، فاصله زيادي مانده است. معاون رئيس جمهور دستگاه هاي مختلف را در حوزه گردشگري دخيل دانست و ادامه داد؛ تدوين سند ملي در سه بخش ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي در دستور کار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. |
اگر تنهای تنها شوم ٬ باز هم خدا هست ....
علي شريعتي در سوم آذرماه سال 1312 در مزينان، يك روستاي سنتي كوچك، كنار كوير، در نزديكي مشهد ديده به جهان گشود. گرچه پدرش نخستين معلم او بحساب ميآمد، اما او در سيستم آموزشي جديد در دبيرستانهاي ابنيمين و فردوسي مشهد هم تحصيل نمود، و در اين مراحل زبان عربي و فرانسه را نيز آموخت. علي با داشتن گرايش تدريس، به دانشسراي تربيت معلم وارد شد و پس از دوسال مدرك مربيگري گرفت. بدين ترتيب در سن 18 سالگي شغل معلمي را آغاز نمود كه تا پايان عمر عاشق اين شغل بود. در ادامة تحصيلات آكادميك، در سال 1337 از دانشگاه مشهد با احراز رتبة ممتاز با مدرك ليسانس ادبيات فارغالتحصيل شد. عطش پايانناپذير او براي كسب دانش و آگاهي بيشتر هنگامي به اوج خود رسيد كه توانست با استفاده از بورس تحصيلي، از دانشگاه سوربن پذيرش بگيرد. پنج سال بعدي اقامت او در پاريس شايد سازندهترين و مهمترين دوران گسترش و تعميق دانش و ديدگاه اجتماعي و فلسفي او بحساب ميآمد. مطالعه انديشههاي گوناگون فيلسوفان و نويسندگان جديد و علاوه بر اين همكاري شخصياش با بعضي از آنها باعث شد تا به تفكر بپردازد و انديشههاي جديدي از خود ابداع كند. در سال 1342، در جامعهشناسي و تاريخ اديان، يعني مهمترين موضوعات مورد علاقهاش دكتري گرفت. پس از آن او دانش و آگاهي خود را در راه تحليل مشكلات سياسي ـ اجتماعي مردم و كشورش بكار برد و راه حل جديدي ارائه داد.
علي شريعتي در دوران نوجواني دردها، غمها، رنجها، بدبختيها و محروميتهاي مستضعفين را احساس كرد و خود نيز آنها را تجربه نمود. محيط اجتماعي دوران نوجوانياش با بيسوادي، خرافات، فقر، ستم، استبداد، سلطه خارجي و استثمار آميخته بود. بيتوجهي دولت نسبت به فقر، و ايجاد يك سيستم غيرعادلانه، تاثير عميقي بر ذهن اثرپذير او بجاي گذاشت و باعث شد نفرت عميقي نسبت به اين سيستم پيدا كند.
علي شريعتي تا دوران جوانياش شاهد اوضاع نابسامان دو پادشاه سلسله پهلوي بود كه اقداماتشان كشور را به جانب اسارت سوق ميداد و مردم ايران را از سنتهاي قومي، فرهنگي و ارزشهاي خود بيگانه ميكرد. تا اين زمان، در نظام رسمي ارباب و رعيتي نسلي پرورش يافته بود كه به نحو عميقي مجذوب غرب و برخي از ايدئولوژيهاي مسلط آن شده بود. جوانان تحصيلكرده در اثر همين گرايشات تماس خود را با مذهب قطع كرده بودند.در دهة 30، هنگامي كه شاه و دولت او در ايران برنامة اصلاحات وسيع را آغاز كردند و عمداً ايرانيان جوان و تحصيلكرده را با پيشنهاد مشاغل جديد و همكاري با سيستم، به غير مذهبي بودن، تشويق ميكردند، دكتر علي شريعتي با دانش و آگاهي عميقي كه از گرايشات و انديشههاي جديد داشت، در جهت مخالف اين جريان گام برداشت و اسلام را محور اصلي موضوع تعاليم خود قرار داد.
او از همان آغاز دوران معلمياش، و نيز در زماني كه هنوز نوجواني بيش نبود، نيروي خود را در راه تبليغ منطقي، علمي و مترقي اسلام صرف كرد. اين جنبه از زندگي او با تحولاتي همراه بود كه اولين و نخستين مرحلة آن با دوران دكتر محمّد مصدق همزمان شد كه طي آن ايرانيان ناسيوناليست و ضدامپرياليست سر برافراشته و كوشش كردند برتري خود را به اثبات رسانند. علي به همراه پدرش در مشهد، فعالانه در نبرد سياسي عليه نفوذ و سلطه بيگانه درگير شد. آنها در كانون نشر حقايق اسلامي، تعاليم قرآني را تفسير مينمودند و عميقاً مورد بحث و بررسي قرار ميدادند. علي شريعتي يكي از معلمان كانون بود و سخنرانيها و نوشتههايش توجه شديد تودهها و روشنفكران را جذب كرد.
به دنبال سقوط و خلع دكتر مصدق، شريعتي از پيرامون به مركز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملي به رهبري آيتالله سيد محمود طالقاني، مهندس مهدي بازرگان و استاد يدالله سحابي پيوست. علي شريعتي يكي از سخنگويان و فعالان آتشين اين نهضتعليه سلطه و استثمار غرب در ايران بود. فعاليتهاي بيدارگرانهاش باعث دستگيري او در سال 1336 و انتقال فورياش به زندان قزلقلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.
پس از قبول شدن در بورس تحصيلي، علي شريعتي براي مدتي دست از فعاليتهاي سياسي كشيد و براي ادامه تحصيلات عاليه به فرانسه رفت. او از اين دوران براي مطالعه جدي و نيز فعاليت علني سياسي در راه احقاق حقوق بشر و آزادي دموكراتيك در ايران، بهرهبرداري خوبي كرد. وي اندكي پس از رسيدن به پاريس به گروه فعالان ايراني نظير ابراهم يزدي، ابوالحسن بنيصدر، صادق قطبزاده و مصطفي چمران پيوست و در سال 1338 سازماني بنام «نهضت آزادي ايران» (بخش خارج از كشور) بنيان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شريعتي دو جبهه تحت نامهاي جبهه ملي ايران در آمريكا و جبهه ملي ايران در اروپا را تأسيس كرد. در جريان كنگرة جبهه ملي در ويسبادن (جمهوري آلمان فدرال) در اوت 1962، شريعتي با توجه به قدرت فكري و قلمياش، بعنوان سردبير روزنامه فارسيزبان جديدالانتشار ايراني در اروپا يعني «ايران آزاد» انتخاب شد. اولين شماره اين نشريه در 15 نوامبر 1962 منتشر گرديد. اين نشريه ديدگاههاي روشنفكران ايراني خارج و نيز واقعيتهاي مبارزات مردم ايران را منعكس ميكرد.
در سالهايي كه علي شريعتي در اروپا بود، بقدر كافي رژيم تهران را تحريك كرده و با خود به ضديت واداشته بود. معمولاً سياستمداري با يك چنين سابقه فعاليت ضد رژيم هرگز فكر بازگشت به ميهن را آنهم در آن زمان به ذهن خود راه نميداد. در واقع هيچيك از همكاران او در آن زمان به چنين كاري دست نزدند. اما دكتر شريعتي فطرت و شهامت ديگري داشت. او يك سياستمدار به تعبير ماكياوليستي آن نبود. فطرت معلمي او را برانگيخت و معتقد كرد كه در آن موقعيت، ميهن به دانش و تحصيل موفقيآميز دو دوره دكتري او نياز شديد دارد. بدين ترتيب وي در سال 1343 با يك سابقه پيشرفته آكادميك، و افق ذهني وسيع، پاريس را به مقصد ايران ترك كرد.
چنين بنظر ميرسيد كه دولت ايران ظاهراً از اين حركت خشنود شده است، چون از اين فرصت براي جلوگيري از تاثير و نفوذ شريعتي و نيز كنترل مؤثر فعاليتهاي او استفاده خواهد كرد. به همين خاطر لحظهاي كه دكتر به ايستگاه مرزي بازرگان در مرز ايران و تركيه رسيد، دستگير شد. اين امر به دستور مستقيم شاه صورت گرفت. خبر دستگيري او با اعتراض شديدي چه در داخل و چه در خارج ايران مواجه شد و باعث محبوبيت و اثبات درستي راهش گرديد.
پس از شش ماه حبس، دكتر علي شريعتي آزاد شد و به تهران رفت تا ماموريت مورد علاقه و سخت خود را براي بيدار كردن تودهها از طريق گنجينه و ذخيره وسيع دانش تئوريك و عملياش آغاز كند. اما دولت نيز به همين نحو مصمم بود نگذارد او زمينة بازي براي ايجاد پايگاه در پايتخت بدست آورد. و عليرغم برخورداري از يك سابقة عالي آكادميك و تجربة وسيع، و با توجه به وجود مشاغل وسيع در زمينة تدريس و تحقيق، باز هم نتوانست هيچگونه شغلي در تهران بدست آورد. شريعتي كه با موانع و محروميتهاي شديدي در تهران مواجه شده بود، راهي شهر بومياش مشهد شد، اما حتي آنجا هم محدوديتها و قيد و بندهاي زيادي آشكار بود. بهرحال با مشقت بسيار توانست در «طرق» در نزديكي مشهد، يك شغل معلمي بدست آورد.
به تدريج دكتر شريعتي توانست ساعات اندكي از تدريس در كلاسهاي دانشگاه مشهد را به دست آورد. اما موفقيتهايش در همين ساعات كم، با حضور انبوه دانشجويان، و نيز دعوتهائي كه براي سخنراني از دانشگاههاي مختلف برايش ميرسيد، آشكار گرديد. بهرحال محبوبيت عظيمش بدليل پيامي كه به همراه خود آورده بود، از نظر رژيم قابل تحمل نبود و دانشگاه او را در سال 1349 هنگامي كه تنها 37 سال داشت، بازنشسته كرد.
اين رفتار خشونتآميز روحيه او را افسرده نكرد. بلكه برعكس عزم راسخ او را براي بالابردن روحيه و وجدان تودهها جزم كرد. بدينخاطر به تهران نقل مكان كرد، و از اين به بعد، حتي بيشتر از گذشته، به تعبير مجدد و تبليغ اسلام پرداخت. او ماموريت خود را با دلگرمي تمام با همكاري در حسينيه ارشاد آغاز نمود. و بدين ترتيب بود ه سلسله سخنرانيهاي آزاد خود را پيرامون اسلامشناسي، جامعهشناسي و تاريخ اديان شروع نمود. جسارت او باعث شد كه برخلاف ساير حسينيهها و مساجد، روزانه هزاران دانشجو، كارگر و زنخانهدار براي استماع سخنان او به آنجا بيايند. همزمان با اين سخنرانيها، كتابها و جزواتي درمورد موضوعات اجتماعي و مذهبي، او وي نشر و توزيع ميگرديد. تعداد كلي سخنرانيهاي منتشر شدهاش به بيش از 200 ميرسد، كه در نوع خود بينظير است. در كشوري كه هيچ كتابي جز قرآن تيراژش به 5000 نميرسيد، كتابهاي شريعتي در 100000 نسخه به چاپ ميرسيد و اين بدون شرح بود!
بزرگترين اعتراضي كه از جانب دولت به شريعتي وارد ميشد، اين بود كه او به نسل جوان ايران جهتي تازه ميداد و آگاهي اسلامي را در آنهايي كه از مفهوم تمدن بزرگ موردنظر «شاهنشاه آريامهر» سرخورده شده بودند، زنده ميكرد. شاه چگونه ميتوانست چنين مردي را تحمل كند؟ ساواك وارد عمل شد و بر تحولات جديد نظارت دقيق كرد. بدينترتيب در يك هجوم ناگهاني در سال 1351، حسينيه ارشاد مورد حمله قرار گرفت و بسته شد، اما به كمك دوستان، شريعتي توانست بگريزد و مخفي شود.
ساواك كه از يافتن او عاجز مانده بود، پدرش را دستگير نمود. اين عمل باعث رنجش و نگراني دكتر گرديد، و او در عوضِ آزادي پدرش، خود را تسليم نمود، اما تقاضاي او رد شد و پدر و پسر هردو محبوس گرديدند. بهرحال چندي بعد پدرش آزاد شد، اما علي شريعتي براي 18 ماه در زندان باقي ماند، و اعتراضات به وشع او در ايران و خارج مورد توجه قرار نگرفت. بيشترين فشار براي آزادي او از سوي روشنفكران برجستة فرانسوي و الجزايري بر رژيم ايران وارد آمد. تا آنجا كه حواري بومدين رئيسجمهور الجزاير كه خود يكي از دوستان و تحسينكنندگان شريعتي بود، در جريان كنفرانس مارس 1375 اوپك در الجزاير دربارة دكتر شريعتي با شاه صحبت نمود و او را به آزاد نمودن دكتر ترغيب نمود. شريعتي به ظاهر آزاد شد، اما شديداً تحت كنترل بود. بزرگترين و مرگآورترين مجازاتها براي او، كه همان جلوگيري از نوشتن و ايراد سخنراني بود، در اين سالها به او وارد شد.
شريعتي در جريان بازداشت آخر در معرض شكنجه قرار گرفت. سعي ميكردند كه او را وادارند از رژيم حمايت كند، او با شدت و قدرت هرچه تمامتر از اين كار خودداري ميورزيد و ميگفت:«اگر همچون عينالقضات شمعآجينم كنند، حسرت يك آخ! را بردلشان خواهم گذاشت». ساواك كه نتوانست بر او پيروز شود، براي بيآبرو كردن او يك طرح شيطاني ريخت. يك سري از نوشتههاي او ا در روزنامه كيهان منتشر نمود تا چنين وانمود نمايد كه شريعتي با شاه و رژيم او از در همكاري در آمده است. اما حتي سر تودهها را نيز نتوانستند شيره بمالند!
نوشتههاي شريعتي ممنوعالانتشار شد و خود او كاملاً از حقوق سياسي و اجتماعي محروم گرديد. بدينترتيب او كه در محيطي خفقانآور بسر ميبرد، به سنت صحيح اسلامي و به سبك پيامبر به فكر هجرت افتاد. اما دكتر براي خروج از كشور بصورت آبرومندانهاي سرِ ساواك را شيره ماليد. ساواك در پروندههاي خود، او را بنام «شريعتي» ميشناخت، اما نام فاميل او در شناسنامه، «مزيناني» بود. او پاسپورتي با نام «علي مزيناني» گرفت. شريعتي پس از گرفتن گذرنامه و اجازة خروج، براي ديدن خانوادهاش از تهران به مشهد رفت، اما نقشة خود را آنقدر مخفي نگهداشت، كه حتي پدرش هم از آن مطلع نشد. به هرحال او با احتياط فراوان در 26 ارديبهشت ماه 1356، تهران را به مقصد بروكسل ترك نمود. نقشه اين بود كه همسر (پوران شريعت رضوي) و سه دخترش (سوسن، سارا و مونا) چند روز بعد در لندن به او بپيوندند، بعد از آن قرار بود تمامي اعضاي خانواده به آمريكا نزد پسرشان (احسان، كه در آن زمان در آمريكا مشغول تحصيل بود) بروند.
به احتمال زياد، دكتر شريعتي هنگام ترك ايران به اين مشكوك شد كه كسي او را تعقيب ميكند، به همين خاطر، هنگام فرود هواپيما در فرودگاه آتن، از آن پياده شد و پس از يك توقف 24 ساعته با يك پرواز ديگر عازم بروكسل گرديد. پس از دو روز اقامت در آنجا به لندن رفت تا از همسر و بچههايش استقبال كند. اما چون ورود آنها براي چند هفته به تعويق افتاد، به پاريس نقل مكان كرد. بر طبق تازهترين نقشه قرار بود خانوادهاش در 28 خرداد تهران را ترك كنند. بدين خاطر براي ديدن آنها به لندن رفت. در طي تمامي اين مدت، دكتر چند بياحتياطي نمود، براي مثال ميتوان از توقف كوتاه او در بروكسل، رفتن به پاريس، آخرين مبادلة پيام با خانوادهاش اشاره نمود. اما شايد، آخرين اشتباه سرنوشتسازش هنگامي بود كه شخصاً به فرودگاه لندن رفت تا از خانوادهاش استقبال كند. هيچكس نميتواند به درستي بگويد كه در آن هنگام كه دو دخترش (سوسن و سارا) به او گفتند كه به مادر و خواهر كوچكشان اجازه خروج ندادند، دكتر چه حالي داشته است.
پدر و دو دختر به آپارتمانشان در ساتهمتون رفتند. آن شب پدر تا ساعت 3 بامداد با دخترانش صحبت كرد. بعد از آن به اتاقش رفت. صبح روز بعد، 29 خرداد ماه 1356، جسد او را كه به وضع اسرارآميز و مشكوكي در گوشة اتاق افتاده بود، پيدا كردند. هيچكس نگفته است كه اين مرگ طبيعي بوده، و در عينحال هيچكس مدركي مبني بر كشته شدن دكتر ارائه نداده است. اما مخالفان رژيم شاه به اتفاق آراء معتقد بودند كه عوامل و مأموران ساواك، دكتر علي شريعتي را از ميان برداشتهاند. اما آنها كه او را ميشناختند و ميشناسند، و آنها كه تعريف درست شهادت را ميدانند، همگي بر اين امر صحه ميگذارند، كه او «شهيدِ شاهد» است.
:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑
برای زیارت از نزدیک بانوی قهرمان کربلا ، قافله سالار اسرا ، زبان ناطق و قرآن صاعد و دختر علی بزرگ و خواهر حسین (ع) یادگار فاطمه ، پرستار مجروحان میدان نبرد ، تکیه گاه مادران شهید داده و کودکان به زنجیر ظلم بسته حضرت زینب (س) و دختر شیرین زبان امام حسین (ع) آنکه و آنکسی که اغلب همنوا به عمه بود ، حضرت رقیه و دیگر عتبات عالیات و هابیل اولین شهید کینه و حسد و تفریح و تفرج و شناخت کشوری دیگر ، مردمی دیگر ، آداب و رسوم و فرهنگ و هنر و اقتصاد و اجتماع و دین و مذهب و مسلک دیگر سفری به کشور سوریه داشتم با کاروانی ۴۰ نفره در قالب توری رسمی .....
در آستانه سفر و خروج از کشور نیت کردم و عهد بستم که برای زیارت اشخاص و افراد و اماکن مورد اشاره و تا حدودی برابر برای زیارت انسانی عارف و فرزانه ، اندیشمندی توانا ،سخنرانی شجاع و نترس ، اسلام شناسی زبر دست و زیرک ، نویسنده ای توانا و بالاتر از همه ی این ها معلمی عاشق و عارف و دردمند و درد آشنا ، استاد ارجمند دانشگاه ، شهیدی مکرم « دکتر علی شریعتی » .
تصورات قبل از سفر : تصور می کردم که آن گوهر تابناک و زبان گویا ، همان کسی که در تغذیه افکار جوامع بویژه نسل جوان ، دانشجویان دانشگاه ها ، فیلسوفان سایر کشورها و آحاد مردم نقش ارزشمندی دارد او که اثار و تالیفات و تحقیقات و بیانات ماندگار و جاویدان و یگانه هستند . کسی که حج را مشعر ، مشعر را شعور و آگاهی عرفات ، عرفات را عرفان و عارفی شناخت کامل و کافی ، منی را نماد ایثار و تقدیم عزیز ترین و شیرین ترین ثمره و دلمشغولی و پاره ی تن و گوشه ی جگرش ، ماجرای گلو و خنجر بران ، او که ابوذر را در ربذه ، برادرانش را در مصر و در لای دیوار های اهرام ثلاثه فریاد می زند و به آن چنان و ای چنین بودنش اعتراف می کند ، انسانی که محمد را امین ، علی را بزرگ ، فاطمه را فاطمه ، حسین را ثار الله ، نهج البلاغه را برادر قرآن میشمارد و به جامعه معرفی میکند و از افتخار و قوم و تاریخ و دین و سرزمینی یاد میکند که هیچ تاریخی نظیر را ندارد که علی پدر ، فاطمه مادر ، حسین پسر و زینب دختر باشد یعنی جمع کمالات .
آری فکر می کردم ازدحام و شلوغی ، صف های طولانی ، نوبت برای زیارت بارگاه و آرامگاه با شکوه و مجلل و در خور شان آن چنان استادی ، دلشاد و خرسند رفتم و پس از استراحت و زیارت هی منتظر ماندم در برنامه ی کاروانی جایی ، زمانی ، مبحثی ، روزی ، ساعتی ، دقیقه ای ، ثانیه ای نیز برای زیارت و دیدار و نثار فاتحه به روح بلندش تخصیص داده ود پس از تقلا تازه فهمیدم زهی خیال باطل و خام . ملول و دل شکسته ، محزون و مایوس و خود را راضی و قانع کردم به یادی و نامی و صلواتی و دعایی و ذکر خیری . دادن آدرس و نشانی و سفارش حاظران از آن عزیز سفر کرده باز دیدم نه زهی خیال باطل ، بغض در گلو ، اشک در دیده ، ناچار و لابد راهی قبرستانی شدم که قبر استاد هم آنجا بود .
*** رفتم و دیدم ای داد و بیداد غریب و تنها ، سرد و خاموش در اولین گوشه ی قبرستان ، پشت دیوار اتاقکی خاموش ، آتشفشانی در دل خاک و خاکروبه ، گوهری پنهان ، آرامشی کامل و سکوتی مرموز ، در آرامگاه فریاد گر قرن . خلوتی کردم ، دعایی ، فاتحه ای نثار روحش ، اشکی به روی سنگ دیوارش ، دستی بر پنجره محقر و کوچکی از آهن برای روحی بزرگ ، سینه ای فراخ ، دلی به وسعت دریا ، و بالاخره دیدم که هنوز اسلام در غربت است و مسلمانی در پرده حجاب . قلبم محزون و سینه ام آتش گرفته بود ولی اندیشیدم و دیدم که او خیلی خیلی زود تر از موعود و زمان بدنیا آمده و خیلی حرف ها و حدیث های دیگر ....
ای نسل اسیر وطنم
۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩
با سلام خدمت تمامی دوستان و عزیزان و پیروان راه شریعتی
متاسفانه بنا به دلایلی نتوانستم ادامه مطلب پدر ، مادر ما متهمیم را برای شما شریعتی دوستان بنویسم به همین جهت از شما بزرگواران عذر خواهی کرده
و امیدوارم که عذر مرا پذیرا باشید .
به همین دلیل با مطلبی به نام ( ای نسل اسیر وطنم ) بروز هستم . امید دارم که هم چنان مرا در این راه هدایت و راهنمایی فرمایید . والسلام ٪
دکتر علی شریعتی :
تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم.

۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩
سلام :
معذرت خواهی و تشکر : اولی بابت این وقفه ي نسبتا طولانی و دومی بابت این
همه لطف و محبتی که نسبت به دکتر شریعتی دارید .
۱ - دنیا را بد ساخته اند
کسی را که دوست داری ٬ دوستت ندارد
کسی که تو را دوست دارد٬تو دوستش نداري
اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد ٬
به رسم و آیین زندگانی به هم نمی رسند .
و این رنج است
زندگی یعنی این .
۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩
۲ - من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام
عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد
عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته
آزادی معبود من است
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است
هر دردی بی درد است
و هر مرگی حیاتی
مرا این چنین پرورده اند
من این چنینم
۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩

۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩๑:۩۞۩
و طبق عادت همیشگی کلام آخر :
هر کسی دو تاست و خدا یکی بود
یکی چگونه می تواند باشد
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ٬ هست
و خدا
کسی که احساسش کند نداشت .
| |||
|
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس، از ژنو سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان و خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا ساعت 11:30 امروز به وقت سوئيس برابر با ساعت 14 به وقت تهران دور جديد مذاكرات ايران و 1+5 را در ژنو آغاز خواهند كرد. | |||
|
گروه سياسي، نيلوفر منصوريان؛ براي اولين بار در تاريخ گفت وگوهاي هسته يي ايران با اعضاي گروه 1«5 نماينده يي از امريکا حضور مي يابد.کاخ سفيد روز چهارشنبه هفته قبل اعلام کرد که ويليام برنز معاون وزير خارجه امريکا در مذاکرات هسته يي ژنو که از امروز با حضور خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا و سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران برگزار مي شود، شرکت خواهد کرد. هرچند به گفته سخنگوي کاخ سفيد قرار نيست هيچ مذاکره مستقيمي ميان مقامات ايران و نماينده امريکا در ژنو صورت گيرد، اما از آنجا که واشنگتن تاکنون بارها حضور مستقيم در گفت وگوهاي هسته يي با ايران را مشروط به تعليق غني سازي اورانيوم از سوي تهران کرده بود، حضور معاون وزير خارجه امريکا در مذاکرات ژنو که مرد شماره يک وزارت خارجه اين کشور در امور ايران نيز محسوب مي شود، مي تواند به منزله چرخش غيرمنتظره سياست امريکا در قبال ايران تلقي شود. با اين وجود دانا پرينو سخنگوي کاخ سفيد حضور برنز در گفت وگوهاي هسته يي با ايران را به معني تغيير سياست امريکا در قبال ايران نمي داند و چنين موضوعي را يک «تغيير تاکتيکي» تعبير مي کند. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه پرينو با بيان اينکه برنز به ژنو مي رود تا به پاسخ ايران به بسته مشوق هاي پيشنهادي 1 « 5 گوش دهد، گفت؛ ما براي مذاکره به آنجا نمي رويم. برنز به عنوان نماينده عضوي از جامعه بين المللي به آنجا خواهد رفت تا اتحاد ما را در اين زمينه نشان دهد که دو مسير متفاوت براي ايران داريم که بايد از بين آنها يکي را انتخاب کند. وي افزود؛ يکي از اين دو مسير اين است که آنها مي توانند بسته مشوق ها را انتخاب کنند و آن گاه پس از آنکه تعليق غني سازي راستي آزمايي شد مذاکرات انجام خواهد گرفت. پرينو در ادامه گفت که برنز عواقب رد اين بسته يعني تحريم هاي بيشتر را براي ايران آشکار خواهد کرد. وي سپس اظهار داشت؛ برنز احتمالاً بار ديگر پيشنهاد کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا را مبني بر اينکه در صورت تعليق غني سازي وي حاضر است در هر زمان و مکاني با همتاي ايراني خود ديدار کند تا مذاکرات را به پيش برد، تکرار خواهد کرد. وي همچنين در پاسخ به اينکه آيا اين اقدام آخرين تلاش براي حل مساله هسته يي ايران بدون توسل به زور است، تاکيد کرد؛ اين اقدام نشان مي دهد وقتي مي گوييم قصد داريم اين مساله را به روش ديپلماتيک حل کنيم، جدي حرف مي زنيم. در همين حال سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي نيز تلويحاً از حضور نماينده امريکا در مذاکرات استقبال کرد و حضور نماينده امريکا در گفت وگوهاي ژنو را به شرط تغيير رويکرد اين کشور و پرهيز از خطاهاي گذشته، زمينه ساز مذاکرات سازنده خواند.همچنين به گزارش ايرنا وي اظهار داشت پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران را در مذاکرات ژنو مطرح خواهد کرد و با طرفين در مورد ايده هاي دو طرف درباره ادامه مذاکرات بحث خواهد کرد. ايران و امريکا از مدت ها قبل روش تازه يي را براي گفت وگو با يکديگر آغاز کرده اند. اگر آغاز اين روند با حضور وزير امور خارجه ايران در نشست شرم الشيخ مصر به رغم حضور وزير خارجه امريکا کليد خورد و پس از آن با مذاکرات سفراي ايران و امريکا در عراق بر سر وضعيت امنيتي اين کشور ادامه يافت، اين بار دو کشور گام جديدي را براي ارتباط با يکديگر در سايه تصميم واشنگتن براي تاسيس دفتر حافظ منافع در تهران و حضور ويليام برنز در مذاکرات هسته يي ژنو برداشته اند.
|
.jpg)
با يادداشت هايي از ؛ فريدون جيراني شمس لنگرودي سيد علي صالحي بيتا فرهي، علي مصفا مهدي کرم پور، بهرام رادان
ترانه عليدوستي جواد طوسي ، امير پوريا احمد طالبي نژاد و...
گروه فرهنگي، مهدي طاهباز؛ خسرو شکيبايي اين اواخر خيلي پرکار شده بود. ديگر وسواس قديم را نداشت و اگر به لحاظ زماني به مشکل برنمي خورد، به پروژه يي «نه» نمي گفت؛ فيلم سينمايي يا تله فيلم هم فرقي نمي کرد. او فقط مي خواست کار کند و جلوي دوربين باشد. دليلش هم نمي توانست مشکلات مادي و انگيزه هاي اقتصادي باشد چرا که دستمزدي که براي بازي مي گرفت از خيلي ها کمتر بود. او فقط مي خواست کار کند و جلوي دوربين باشد؛ آن هم به يک دليل...
خسرو شکيبايي اين اواخر بدجور با بيماري دست و پنجه نرم مي کرد. حال چندان مساعدي نداشت و حتي سال گذشته مدتي در بيمارستان بستري شد. بعد از اينکه از بيمارستان مرخص شد، ديگر آن شکيبايي سرحال و بشاش قديم نبود. اولين و آخرين باري که خسرو شکيبايي را در پشت صحنه يک فيلم و از نزديک ديدم، دي ماه سال گذشته و سر صحنه فيلم «دايناسور» پرويز شيخ طادي بود. خسرو شکيبايي آنقدر ناخوش احوال و رنجور بود که در طول تمام مدت فيلمبرداري يک پرستار او را همراهي مي کرد. وقتي هم که بعدازظهرها کار به پايان مي رسيد، آنقدر انرژي اش تخليه شده بود که به تنهايي حتي توان حرکت به سمت ماشين را هم نداشت. اما همه آنهايي که در صحنه فيلمبرداري حضور داشتند، از يک چيز شگفت زده مي شدند. آن شکيبايي مريض احوال وقتي سه، دو، يک کارگردان را مي شنيد و دوربين فيلمبرداري روشن مي شد، به يکباره تغيير مي کرد. آنقدر انرژي مي گرفت و با شور و حرارت جلوي دوربين بازي مي کرد که انگار نه انگار همين چند لحظه پيش حتي توان ايستادن را هم نداشته است. خسرو شکيبايي جلوي دوربين سينما به راستي جادو مي شد و تمام آلام خود را فراموش مي کرد. اين جادو تا زماني که صداي «کات» کارگردان شنيده مي شد ادامه داشت و پس از آن بود که دوباره رنج و بيماري به سراغش مي آمد. اين اواخر او فقط مي خواست کار کند و جلوي دوربين باشد؛ آن هم به اين دليل که فقط زماني سر حال بود و حال عادي داشت که جلوي دوربين مشغول ايفاي نقش مي شد. اين جادوي سينما و دوربين بود که خسروخان شکيبايي را سر پا نگه مي داشت و به همين دليل او به کمتر پروژه و پيشنهادي «نه» مي گفت. خسرو شکيبايي سال 1323 در خيابان مولوي تهران متولد شد. پدرش سرگرد ارتش بود و دوستان و خانواده او را به نام «محمود» هم صدا مي زدند.
خسرو جوان قبل از اينکه در نيمه دوم دهه 30 به تئاتر علاقه مند شود، به کارهايي مانند خياطي، کانال سازي و ساخت آسانسور پرداخت. او همچنين به کشتي کچ آن سال ها هم علاقه مند بود و به صورت آماتوري و حتي حرفه يي کشتي کچ مي گرفت. آن زمان به دليل استخوان بندي چهره اش به او لقب «ريکي والدي» ايران را هم داده بودند. شکيبايي در سال 1343 به عضويت گروه تئاتري «توسکا» درآمد و در نمايش «پنجه عدالت» به ايفاي نقش پرداخت. او که تحصيلاتش را در رشته بازيگري دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان رسانده بود، در سال هاي پاياني دهه چهل علاوه بر کار تئاتر، دوبلوري فيلم را نيز زير نظر هوشنگ کاظمي در استوديو شهاب آغاز کرد از معروف ترين فيلم هايي که شکيبايي در آنها گويندگي کرده، مي توان به فيلم هندي «شعله» اشاره کرد.
در يکي از نسخه هاي دوبله شده اين فيلم که مديريت دوبلاژ آن را چنگيز جليلوند برعهده داشته، خسرو شکيبايي نقش پيرمرد کور را دوبله کرده است. گفته مي شود در آن زمان به دليل استعفاي گويندگان حرفه يي، چنگيز جليلوند به سراغ برخي بازيگران تئاتري که صدا و بيان خوبي داشته اند، رفته و از چند بازيگر مثل خسرو شکيبايي يا اکبر زنجانپور براي گويندگي در برخي فيلم ها دعوت کرده است.پيش از انقلاب عمده فعاليت هاي بازيگري خسرو شکيبايي معطوف به تئاتر و نمايش هاي صحنه يي بود. او در آن سال ها در نمايش هايي مانند سنگ و سرنا (بهزاد فراهاني)، سوگنامه براي تو (جنتي عطايي) و زيرگذر لوطي صالح (هادي اسلامي) به ايفاي نقش پرداخت و در يکي دو مجموعه تلويزيوني مانند سمک عيار (محمدرضا اصلاني و باربد طاهري) و لحظه (محمد صالح علاء) بازي کرد.يکي از معروف ترين نمايش هاي خسرو شکيبايي در سال هاي اوليه انقلاب، تئاتر «شب بيست و يکم» به کارگرداني محمود استادمحمد است. آنقدر نقش آفريني خسرو شکيبايي در اين مجموعه چشمگير بوده که مسعود کيميايي پس از ديدنش از شکيبايي براي بازي در فيلم «خط قرمز» دعوت به عمل مي آورد.شکيبايي در «خط قرمز» نقش کوچکي داشت که البته به خاطر ايراداتي که به حجاب بازيگران زن اين فيلم گرفته شد، نه بازي شکيبايي در آن ديده شد و نه خود فيلم.پس از «خط قرمز»، شکيبايي براي دومين بار با سعيد راد در فيلم دادشاه (حبيب کاوش) همبازي شد و سپس در سال 1363 اولين نقش بلندش را در فيلم صاعقه (ضيا ءالدين دري) بازي کرد.فعاليت سينمايي خسرو شکيبايي تا سال 1368 و خلق حميد هامون، تقريباً هيچ نکته قابل توجه و چشمگيري ندارد.
البته او در سال 66 در مجموعه تلويزيوني مدرس (هوشنگ توکلي) در نقش سيدحسن مدرس ظاهر مي شود که توجه بسياري را به خود جلب مي کند. مونولوگ هاي شکيبايي در اين مجموعه و صحنه معروف سخنراني مدرس در مجلس شوراي اسلامي، به راستي فراموش نشدني هستند.اما سال 1368 و در هشتمين جشنواره فيلم فجر، خيلي ها از ديدن شاهکار داريوش مهرجويي و از همه مهمتر بازي خسرو شکيبايي در نقش حميد هامون شگفت زده شدند.خسرو شکيبايي آنقدر نقش حميد هامون را مال خود کرده بود که تا سال ها نتوانست از سايه آن رهايي يابد. پس از «هامون» شکيبايي در عبور از غبار (پوران درخشنده)، جست وجو در جزيره (مهدي صباغ زاده)، ابليس (احمدرضا درويش)، يک بار براي هميشه (سيروس الوند)، سارا (داريوش مهرجويي)، پرواز را به خاطر بسپار (حميد رخشاني) و چند فيلم ديگر به تکرار ويژگي هاي شخصيتي حميد هامون پرداخت و نتوانست خود را از سايه سنگين آن نقش برهاند.
خسرو شکيبايي که يک بار براي بازي در «هامون» سيمرغ بلورين نقش اول مرد را از جشنواره فجر گرفته بود، در سال 1373 هم موفق شد براي دومين بار اين جايزه را براي فيلم کيميا (احمدرضا درويش) مال خود کند. او البته براي فيلم يک بار براي هميشه (سيروس الوند) هم کانديداي سيمرغ نقش اول مرد شده بود.شکيبايي با بازي در «کيميا» توانست تا حدود زيادي از نقش هامون فاصله بگيرد و کاراکتر جديدي را با مشخصات جديدي خلق کند. نيمه دوم دهه 70 تا اوايل دهه 80 سال هاي اوج محبوبيت خسرو شکيبايي است.پري (داريوش مهرجويي)، عاشقانه (عليرضا داودنژاد)، سايه به سايه (علي ژکان)، رواني (داريوش فرهنگ)، زندگي (اصغر هاشمي)، دختري به نام تندر (حميد آشتياني پور)، مزاحم (سيروس الوند)، اثيري (محمدعلي سجادي) و کاغذ بي خط (ناصر تقوايي) در اين سال ها ساخته شدند که اکثر آنها مورد توجه مخاطب عام و برخي از آنها مورد توجه مخاطب خاص قرار گرفتند و حتي برخي از اين آثار به پرفروش ترين فيلم هاي سال هم تبديل شدند.در اين ميان نبايد مجموعه بسيار پرطرفدار «خانه سبز» کار مشترک بيژن بيرنگ و مسعود رسام را هم از ياد برد که نقش بسزايي در محبوبيت فراوان خسرو شکيبايي ميان مردم داشت.در اوايل دهه 80 خسرو شکيبايي چند سالي را به بازي در چند مجموعه تلويزيوني و در افول سپري کرد. سالاد فصل (فريدون جيراني) در سال 83 بار ديگر توانست خسرو شکيبايي را به دوران اوجش باز گرداند و يادآور دوران طلايي او باشد. شکيبايي براي اين فيلم سيمرغ بلورين نقش دوم را هم از جشنواره فجر دريافت کرد تا بازي او از سوي داوران هم مورد تقدير قرار گرفته باشد.
شکيبايي در سال 84 پس از گذشت بيش از دو دهه توانست بار ديگر با کيميايي آن هم در فيلم «حکم» همکاري کند که اين همکاري در سال 85 با فيلم «رئيس» هم ادامه يافت.در اين سال ها بيشتر وقت خسرو شکيبايي صرف بازي در مجموعه هاي تلويزيوني و تله فيلم هاي نه چندان قابل توجه شد.البته اتوبوس شب (کيومرث پوراحمد) که براي شکيبايي يک ديپلم افتخار از جشنواره فجر و يک تنديس از جشن خانه سينما به ارمغان آورد و فيلم شب (رسول صدرعاملي) که البته بازي بسيار خوب شکيبايي در اين فيلم به خوبي ديده و تقدير نشد، از جمله آثار مورد توجه و ارزشمند او در اين يکي دو سال اخير هستند.خسرو شکيبايي پس از انقلاب و بعد از معروفيت در سينما، فرصت حضور روي صحنه تئاتر را نيافت و تنها يک بار آن هم در سال 74 در نمايش «بيا تا گل برافشانيم» کار مجيد جعفري به بازي پرداخت.خسرو شکيبايي از بازيگران تکرارنشدني سينماي ايران است که ديگر هيچ گاه همانندي براي او پيدا نخواهد شد.اين بار ديگر حتي علي عابديني هم نمي تواند به داد حميد هامون برسد. حميد هامون به دريا زده و ديگر بازگشتي در کار نخواهد بود.
| |||
|
حسين متفكر پژوهشگر در عمليات رواني در ميزگرد خبرگزاري فارس كه جهت بررسي طرح تشديد مجازات اخلالگران امنيت اجتماعي تشكيل شده بود با بيان اين مطلب افزود: امنيت اجتماعي پايه و اساس بسياري از جوامع است كه در همه دورانهاي تاريخي هم مطرح بوده است زيرا بدون امنيت اجتماعي عدالت برقرار نشده و آرمانها شكل نميگيرد. | |||
| |||
|
به گزارش فارس، روزنامه گاردين در صفحه اول شماره امروز خود گزارش داد كه واشنگتن بخش منافع خود را در پايتخت ايران راهاندازي خواهد كرد و اين امر نيمي از راه گشايش سفارت در تهران خواهد بود. | |||
|
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را |
|
که به ماسوا فکندي همه سايهي هما را |
|
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين |
|
به علي شناختم به خدا قسم خدا را |
|
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند |
|
چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را |
|
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ |
|
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را |
|
برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن |
|
که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را |
|
بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من |
|
چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا |
|
بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب |
|
که علم کند به عالم شهداي کربلا را |
|
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان |
|
چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را |
|
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت |
|
متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را |
|
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت |
|
که ز کوي او غباري به من آر توتيا را |
|
به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت |
|
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را |
|
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان |
|
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را |
|
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم |
|
که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را |
|
«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي |
|
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را» |
|
ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب |
|
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا |
|
شهريار |
|
جيمز روبين دستيار وزير خارجه امريکا در دولت بيل کلينتون در مقاله يي در روزنامه نيوزويک گفت؛«آزمايشات موشکي اخير ايران درست در زماني رخ داد که بارقه هايي از پيشرفت در مذاکرات هسته يي ميان تهران و غرب ديده شد. اين مذاکرات موفق باشد يا نباشد، اکنون زمان آن فرا رسيده است که واشنگتن يک دفتر ديپلماتيک را در تهران بگشايد.»
به گزارش ايسنا جيمز روبين که اکنون در دانشکده امور بين الملل و عمومي دانشگاه کلمبيا تدريس مي کند در مقاله يي ضمن بيان اين مطلب افزود؛ يک مقام عالي رتبه به من گفته است کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا به دنبال دريافت تاييد بوش براي برقراري يک دفتر حفاظت از منافع در پايتخت ايران است. اين ايده هوشمندانه يي است که دموکرات ها و جمهوريخواهان بايد از آن حمايت کنند. در ادامه اين مقاله آمده است؛ امريکا از سال 1979 تاکنون ديپلماتي را به ايران نفرستاده است، منافع واشنگتن را دولت سوئيس در تهران مديريت مي کند. اما واشنگتن مي تواند مانند ديگر کشورهاي متخاصم نظير کوبا يک بخش حفاظت منافع را در تهران بگشايد در حالي که روابط ديپلماتيک رسمي همچنان در حال تعليق است.
جيمز روبين در ادامه مقاله خود آورده است؛ البته ممکن است که تهران از حضور ديپلماتيک امريکا در کشورش خودداري کند. در اين صورت واشنگتن امتيازاتي را در رابطه با جامعه بين الملل به دست مي آورد. همچنين ممکن است تهران موافقت کند، اما درخواست پرواز مستقيم ميان امريکا و ايران را نيز مطرح کند. در هر حال همان منطق ارتقاي تبادلات مردمي مي تواند در خصوص خطوط مستقيم هم مطرح شود. |
| |||
|
جلال فياضي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در مشهد با اشاره به موضع احمدينژاد درباره افتتاح دفتر حافظ منافع آمريكا در ايران افزود: هدف از بازگشايي دفتر منافع آمريكا در ايران براي دوستي بين دو ملت ايران و آمريكا و ايجاد تسهيلات براي سفر آمريكايي ها و نيز ايراني هاي مقيم اين كشور به ايران است. | |||
| فدراسيون فوتبال ايران، باشگاه چارلتون انگليس را تهديد به شکايت کرد | |
|
| |
گروه ورزش؛اگر فيفا قبل از جام جهاني 2006 براي کنار گذاشتن ايران از رقابت هاي آلمان تحت فشار بود و فدراسيون فوتبال ايران هم در آن فضا نمي توانست تيمي را به عنوان حريف تدارکاتي تيم ملي انتخاب کند، در دور جديد سياسي کاري هاي غربي ها ديروز باشگاه چارلتون انگليس هم با ارسال نامه يي به فدراسيون فوتبال ايران بازي 30 تير با تيم ملي ايران را لغو کرد.
هر چند اول اين خبر را رسانه هاي غربي نظير خبرگزاري آلمان به نقل از ايسنا منتشر کردند اما دليل لغو يک طرفه اين بازي از سوي باشگاه انگليس به روشني اعلام نشده بود. حتي با جست وجو در سايت باشگاه چارلتون هم نمي شد ردي از اين خبر و دليل لغو اين بازي دوستانه پيدا کرد. با اين حال وقتي سايت فدراسيون فوتبال ايران نمابر باشگاه چارلتون را رد کرد، دليل اين باشگاه انگليسي مشخص شد.
در اين نمابر چارلتون مانور نظامي و آزمايش موفق موشکي ايران را دليل مخالفت با برگزاري بازي دوستانه با تيم ملي ايران اعلام کرد.با اين دليل مي شد حدس زد که باشگاه چارلتون با دستور دولت انگليس از انجام ديدار با تيم ملي ايران منع شده و اين دقيقاً نکته يي است که در خبر خبرگزاري آلمان هم به آن اشاره شده است. گويا پس از قدرت نمايي ايران در منطقه و موفقيت در مانور نظامي خليج فارس دولت انگليس از باشگاه چارلتون خواسته برنامه اش براي بازي با تيم ملي ايران را تغيير دهد که پس از دريافت اين دستور باشگاه انگليسي هم يک طرفه ديدار با ايران را لغو کرده است. البته در حالي سومين بازي دوستانه تيم ملي ايران در کمپ ماربلاي اسپانيا لغو مي شود که فدراسيون فوتبال با صدور اطلاعيه يي با زشت خواندن اين عمل غيرمسوولانه و غيرورزشي باشگاه چارلتون و دخالت دادن مسائل سياسي در امر ورزش حق پيگيري اين پرونده را براي خود محفوظ دانسته و باشگاه انگليسي را تهديد به شکايت کرده است.
هر چند فدراسيون فوتبال، چارلتون را تهديد به شکايت کرده اما اگر به گذشته برگرديم متوجه مي شويم که احتمالاً از اين شکايت چيزي نصيب ايران نمي شود، چه اينکه پس از لغو بازي دوستانه تيم ملي ايران برابر روماني پيش از جام جهاني 2006 که آن هم به دلايل سياسي برگزار نشد، شکايت فدراسيون فوتبال ايران در فيفا به جايي نرسيد. در حالي بازي دوستانه ايران برابر چارلتون لغو شد که قرار بود تيم ملي در اردوي ده روزه اش در ماربلاي اسپانيا دو ديدار تدارکاتي ديگر هم مقابل ماربلا و مالاگاي اسپانيا انجام دهد که البته اين دو بازي هم بنا به نظر علي دايي لغو شد. در اين وضع تيم ملي ايران در اردوي اروپايي اش تا قبل از سفر به جمهوري چک هيچ ديداري برگزار نخواهد کرد تا اينکه با سفر تيم ملي به پراگ دو ديدار با تيم هاي بوهميا و اسلاويا انجام خواهد شد.
البته بعيد نيست با توجه به عضويت چک در اتحاديه اروپا و سياست هاي اين اتحاديه در قبال ايران اين دو بازي دوستانه هم انجام نشود.آخرين باري که دو تيم ايراني و انگليسي به مصاف هم رفتند تابستان 2005 بود که تيم ايران رو در روي تيم کوئينز پارک رنجرز قرار گرفت. در آن زمان هم به دليل مناقشه هسته يي ايران با غرب شايعاتي درباره لغو آن بازي مطرح شده بود.در آن ديدار تيم ايران به رهبري برانکو ايوانکوويچ با نتيجه 3 بر صفر برابر تيم انگليسي شکست خورد.لغو بازي تيم ملي ايران در اروپا زماني به گوش مي رسد که با سفر قهرمانان تنيس روي ميز ايران و دعوت از تيم ملي بسکتبال ايران روابط ورزشي با امريکا قوي تر مي شود. |
| احمدي نژاد در حاشيه جلسه هيات دولت با خبرنگاران مطرح کرد | |
|
| |
|
البته احمدي نژاد اين نکته را نيز يادآور شد که «هنوز در اين زمينه (بازگشايي دفتر حافظ منافع تهران و واشنگتن) تقاضاي رسمي دريافت نشده است.» احتمال تاسيس دفتر حافظ منافع امريکا حدود سه هفته قبل در برخي از رسانه هاي اين کشور مطرح شده بود و «منوچهر متکي» وزير امور خارجه در يک نشست خبري در نيويورک گشايش اين دفتر را قابل بررسي دانسته بود. اما سخنان صبح ديروز احمدي نژاد نتيجه اين بررسي را مشخص کرد. هرچند او پيشتر هم از مذاکره با امريکا سخن گفته بود و حتي جرج بوش رئيس جمهور اين کشور را به مناظره تلويزيوني فرا خوانده بود. اظهارات رئيس دولت نهم بعد از مانور همزمان سپاه پاسداران و اسرائيل که بازتاب هاي بسياري داشت و به «آمادگي براي اقدام نظامي» تعبير شد، به نوعي مي تواند تلطيف کننده فضاي ديپلماتيک کشور باشد. به ويژه آنکه قرار است «سعيد جليلي» دبير شوراي عالي امنيت ملي و «خاوير سولانا» مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا به زودي با يکديگر ملاقات و درباره بسته پيشنهادي کشورهاي 1«5 گفت وگو کنند. سخنان رئيس جمهور در نتيجه اين مذاکرات موثر خواهد بود.احمدي نژاد روز گذشته چندين بار درباره روابط ايران و امريکا سخن گفت. چنان که وقتي خبرنگاري درباره سفر مجدد «هوشنگ اميراحمدي» به ايران و اظهارات وي مبني بر اينکه سفر قبلي اش با مساعدت احمدي نژاد براي توسعه روابط تهران و واشنگتن بوده است، گفت؛ «اين گونه مسائل جاي سوال از رئيس جمهور ندارد، افراد مي توانند به ايران بيايند و بروند. همه چيز ما روست. دولت چيز پنهاني از ملت ندارد.» اگر قرار باشد روزي با امريکا گفت وگو کنيم به مردم مي گوييم مي خواهيم گفت وگو کنيم، به مردم مي گوييم ما تشخيص داده ايم و به نفع مردم است که گفت وگو کنيم، پس مسائل ما روشن است و چيز پنهاني از مردم نداريم.وي با بيان اينکه ايراني ها در هر کجا که باشند براي ما محترم اند، افزود؛ «حتي ايراني که مخالف دولت باشد و در خارج از کشور و در هر کجا ايستاده باشد، مورد حمايت جمهوري اسلامي است و ما به طور کامل از وي حمايت مي کنيم.» رئيس جمهور افزود؛« همان طور که گفتم اگر لازم باشد با امريکا گفت وگو کنيم و به نفع ملت ايران باشد، من خودم مي آيم و مي گويم که ما گفت وگو مي کنيم چون به نفع ملت ايران است.» |
| |||
|
محمدرضا مهرانديش در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس اظهار داشت: يك سري ارتباطات بين موزهاي در دنيا وجود دارد كه بر اين اساس رياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به ما مأموريت دادند تا نسبت به نمايش تعلقات تمدن كشورمان اقدام كنيم. | |||






